soccerer

[ایالات متحده]/ˈsɒkə(r)ə/
[بریتانیا]/ˈsɑːkər/

ترجمه

n. فوتبال (در تضاد با فوتبال آمریکایی)

عبارات و ترکیب‌ها

soccerer skills

مهارت‌های فوتبالی

soccerer team

تیم فوتبال

soccerer coach

مربی فوتبال

soccerer game

بازی فوتبال

soccerer league

لیگ فوتبال

soccerer training

تمرینات فوتبال

soccerer match

مسابقه فوتبال

soccerer tactics

تاکتیک‌های فوتبال

soccerer position

موقعیت فوتبال

soccerer strategy

استراتژی فوتبال

جملات نمونه

he dreams of becoming a professional soccerer one day.

او رویای تبدیل شدن به یک فوتبالیست حرفه‌ای را در یک روز دارد.

she practices every day to improve her skills as a soccerer.

او هر روز تمرین می‌کند تا مهارت‌های خود را به عنوان یک فوتبالیست بهبود بخشد.

the young soccerer scored a stunning goal in the match.

فوتبالیست جوان یک گل خیره‌کننده در مسابقه زد.

many kids aspire to be a soccerer when they grow up.

بسیاری از کودکان امیدوارند که وقتی بزرگ شدند فوتبالیست شوند.

he was recognized as the best soccerer in the tournament.

او به عنوان بهترین فوتبالیست در مسابقات شناخته شد.

the coach is training the young soccerers for the upcoming league.

مربی جوانان فوتبالیست را برای لیگ آینده آموزش می‌دهد.

she idolizes famous soccerers like messi and ronaldo.

او به فوتبالیست‌های مشهوری مانند مسی و رونالدو علاقه دارد.

the soccerer showed great sportsmanship after the game.

فوتبالیست پس از بازی، روحیه ورزشی خوبی از خود نشان داد.

training hard is essential for any aspiring soccerer.

تمرین سخت برای هر فوتبالیست جوانی ضروری است.

the soccerer received an award for his outstanding performance.

فوتبالیست برای عملکرد برجستش مورد دریافت جایزه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید