pair of socks
جفت جوراب
ankle sock
جوراب مچ پا
wool sock
جوراب پشمی
cotton sock
جوراب نخی
knee-high sock
جوراب زانو
thick sock
جوراب ضخیم
patterned sock
جوراب طرحدار
long sock
جوراب بلند
sock in
جوراب در
a sock on the jaw.
جورابی روی چانه.
a sock full of darns.
جورابی پر از وصله.
He put a sock in it.
او دهانش را بست.
socker eleven (=socker team)
تیم فوتبال
jumble socks in a heap in the closet.
جورابهای بهم ریخته در یک توده در کمد.
the beach was socked in with fog.
ساحل در مه غرق شده بود.
a brooch with a socking great diamond in the middle.
یک سنجاق سینه با یک الماس بزرگ در وسط.
these excellent socks will wick away the sweat.
این جورابهای عالی عرق را جذب میکنند.
Go in there and sock it to ’em!
برو آنجا و به آنها ضربه بزن!
fog that socked in the airport.
مه ای که فرودگاه را فرا گرفت.
socks worn wrong side out.
جورابهایی که برعکس پوشیده شدهاند.
He gave his sock a hitch.
او به جورابش یک حرکت داد.
Two pairs of socks are enough.
دو جفت جوراب کافی است.
She likes to wear woolen socks in winter.
او دوست دارد جورابهای پشمی در زمستان بپوشد.
the socks are made of soft combed cotton.
جورابها از پنبه شانهشده نرم ساخته شدهاند.
she acted her socks off.
او تمام تلاش خود را کرد.
you'll need to sock away about $900 a month.
شما باید حدود 900 دلار در ماه پس انداز کنید.
Put a sock in it, will you? I’m on the phone.
دهانش را ببند، خواهش میکنم؟ من تلفن صحبت میکنم.
Light wears a sock or bootee is washed-up.
نور یک جوراب یا چکمه میپوشد که از بین رفته است.
put on a coat; put socks on.
کت بپوش؛ جوراب بپوش.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید