sock

[ایالات متحده]/sɒk/
[بریتانیا]/sɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوراب کوتاهی که بر روی پا و ساق پای پوشیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

pair of socks

جفت جوراب

ankle sock

جوراب مچ پا

wool sock

جوراب پشمی

cotton sock

جوراب نخی

knee-high sock

جوراب زانو

thick sock

جوراب ضخیم

patterned sock

جوراب طرح‌دار

long sock

جوراب بلند

sock in

جوراب در

جملات نمونه

a sock on the jaw.

جورابی روی چانه.

a sock full of darns.

جورابی پر از وصله.

He put a sock in it.

او دهانش را بست.

socker eleven (=socker team)

تیم فوتبال

jumble socks in a heap in the closet.

جوراب‌های بهم ریخته در یک توده در کمد.

the beach was socked in with fog.

ساحل در مه غرق شده بود.

a brooch with a socking great diamond in the middle.

یک سنجاق سینه با یک الماس بزرگ در وسط.

these excellent socks will wick away the sweat.

این جوراب‌های عالی عرق را جذب می‌کنند.

Go in there and sock it to ’em!

برو آنجا و به آنها ضربه بزن!

fog that socked in the airport.

مه ای که فرودگاه را فرا گرفت.

socks worn wrong side out.

جوراب‌هایی که برعکس پوشیده شده‌اند.

He gave his sock a hitch.

او به جورابش یک حرکت داد.

Two pairs of socks are enough.

دو جفت جوراب کافی است.

She likes to wear woolen socks in winter.

او دوست دارد جوراب‌های پشمی در زمستان بپوشد.

the socks are made of soft combed cotton.

جوراب‌ها از پنبه شانه‌شده نرم ساخته شده‌اند.

she acted her socks off.

او تمام تلاش خود را کرد.

you'll need to sock away about $900 a month.

شما باید حدود 900 دلار در ماه پس انداز کنید.

Put a sock in it, will you? I’m on the phone.

دهانش را ببند، خواهش می‌کنم؟ من تلفن صحبت می‌کنم.

Light wears a sock or bootee is washed-up.

نور یک جوراب یا چکمه می‌پوشد که از بین رفته است.

put on a coat; put socks on.

کت بپوش؛ جوراب بپوش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید