softhearted

[ایالات متحده]/ˌsɒfˈhɑːtɪd/
[بریتانیا]/ˌsɔːfˈhɑːrtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن شخصیت مهربان و ملایم

عبارات و ترکیب‌ها

softhearted person

معصوم القلب

softhearted nature

طبع مهربان

softhearted gesture

حرکتی مهربانانه

softhearted friend

دوست مهربان

softhearted soul

روح مهربان

softhearted attitude

نگاه مهربان

softhearted leader

رهبر مهربان

softhearted response

پاسخ مهربان

softhearted smile

لبخند مهربان

softhearted approach

رویکرد مهربان

جملات نمونه

she is so softhearted that she can't watch sad movies.

او آنقدر مهربان است که نمی‌تواند فیلم‌های غمگین تماشا کند.

his softhearted nature makes him a great friend.

طبع مهربان او باعث شده دوست خوبی باشد.

being softhearted can sometimes lead to being taken advantage of.

گاهی اوقات مهربان بودن می‌تواند منجر به سوء استفاده شود.

she has a softhearted approach to helping the needy.

او با رویکردی مهربان به کمک نیازمندان می‌پردازد.

his softheartedness is evident in the way he cares for animals.

مهربانی او در نحوه مراقبت از حیوانات آشکار است.

many people appreciate her softhearted attitude towards children.

بسیاری از مردم از نگرش مهربان او نسبت به کودکان قدردانی می‌کنند.

softhearted individuals often find it hard to say no.

افراد مهربان اغلب نمی‌توانند نه بگویند.

his softhearted response to the situation surprised everyone.

واکنش مهربانانه او به این وضعیت همه را شگفت‌زده کرد.

being softhearted can be both a blessing and a curse.

مهربان بودن می‌تواند هم یک موهبت و هم یک نفرین باشد.

she often gets emotional because of her softhearted personality.

او اغلب به دلیل شخصیت مهربانش احساساتی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید