softners

[ایالات متحده]/ˈsɒftnərz/
[بریتانیا]/ˈsɔftnərz/

ترجمه

n. جمع softener؛ مواد مورد استفاده برای سفتی چیزی را کاهش دادن یا کمتر کردن.

جملات نمونه

i think we might need to reschedule the meeting.

من فکر می‌کنم ممکن است باید جلسه را تجدید نظر کنیم.

perhaps you could help me with this problem.

شاید شما می‌توانید من را در این مسئله کمک کنید.

i'm afraid the service is temporarily unavailable.

من نگرانم که این سرویس موقتاً در دسترس نیست.

it's kind of difficult to explain the situation.

توضیح این وضعیت کمی دشوار است.

actually, i don't think that's the best approach.

در واقع، من فکر می‌کنم این روش بهترین راه نیست.

basically, we need to reduce our expenses.

به طور کلی، ما باید هزینه‌هایمان را کاهش دهیم.

perhaps we should consider other options.

شاید ما باید گزینه‌های دیگری را در نظر بگیریم.

i'm sort of worried about the results.

من کمی نگران نتایج هستم.

it seems quite possible that he'll agree.

به نظر می‌رسد که احتمال اینکه او موافقت کند زیاد است.

actually, i was hoping we could discuss this later.

در واقع، من امیدوار بودم که ما می‌توانیم این مورد را بعداً بحث کنیم.

maybe we could try a different method.

شاید ما می‌توانیم روشی متفاوت امتحان کنیم.

i believe this is probably the right decision.

من فکر می‌کنم این احتمالاً تصمیم درستی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید