soilage

[ایالات متحده]/ˈsɔɪlɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈsɔɪlɪdʒ/

ترجمه

n. علوفه سبز استفاده شده برای تغذیه دام؛ عمل کثیف یا آلوده کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

soilage management

مدیریت خاک

soilage practices

روش‌های خاک‌زدایی

soilage quality

کیفیت خاک

soilage analysis

تجزیه و تحلیل خاک

soilage testing

آزمایش خاک

soilage assessment

ارزیابی خاک

soilage improvement

بهبود خاک

soilage erosion

فرسایش خاک

soilage conservation

حفاظت از خاک

soilage fertility

باروری خاک

جملات نمونه

the soilage in this area is rich and fertile.

خاک این منطقه غنی و حاصلخیز است.

proper soilage can improve crop yields significantly.

خاک مناسب می‌تواند به طور قابل توجهی عملکرد محصول را بهبود بخشد.

farmers need to monitor the soilage regularly.

کشاورزان باید خاک را به طور منظم بررسی کنند.

soilage affects the growth of plants directly.

خاک به طور مستقیم بر رشد گیاهان تأثیر می‌گذارد.

we should test the soilage before planting.

ما باید قبل از کاشت خاک را آزمایش کنیم.

healthy soilage is essential for sustainable farming.

خاک سالم برای کشاورزی پایدار ضروری است.

the soilage here has a high organic matter content.

خاک این منطقه دارای محتوای بالای مواد آلی است.

improving soilage can help combat erosion.

بهبود خاک می‌تواند به مقابله با فرسایش کمک کند.

soilage management practices vary by region.

روش‌های مدیریت خاک بسته به منطقه متفاوت است.

understanding soilage is crucial for environmental conservation.

درک خاک برای حفاظت از محیط زیست بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید