soldierings

[ایالات متحده]/ˈsəʊldʒərɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsoʊldʒərɪŋz/

ترجمه

n. عمل خدمت در ارتش
v. شکل حال استمراری سرباز، به معنای خدمت در ارتش یا تظاهر به بیماری

عبارات و ترکیب‌ها

hot soldierings

سرب‌کاری داغ

cold soldierings

سرب‌کاری سرد

lead soldierings

سرب‌کاری با سرب

tin soldierings

سرب‌کاری با قلع

silver soldierings

سرب‌کاری با نقره

gold soldierings

سرب‌کاری با طلا

soft soldierings

سرب‌کاری نرم

hard soldierings

سرب‌کاری سخت

flux soldierings

سرب‌کاری با شار

metal soldierings

سرب‌کاری با فلز

جملات نمونه

the soldierings of the wires need to be checked before the event.

بررسی اتصالات سیم‌ها قبل از رویداد ضروری است.

proper soldierings ensure the reliability of the circuit.

اتصالات مناسب، قابلیت اطمینان مدار را تضمین می‌کنند.

he learned various techniques for soldierings in his electronics class.

او تکنیک‌های مختلف لحیم‌کاری را در کلاس الکترونیک خود آموخت.

the soldierings were done meticulously to avoid any faults.

اتصالات با دقت انجام شد تا از هرگونه خطایی جلوگیری شود.

they used high-quality materials for the soldierings to enhance durability.

آنها از مواد با کیفیت بالا برای اتصالات استفاده کردند تا دوام را افزایش دهند.

improper soldierings can lead to electrical failures.

اتصالات نامناسب می‌تواند منجر به خرابی‌های الکتریکی شود.

the technician demonstrated the best practices for soldierings.

تکنسین بهترین روش‌های لحیم‌کاری را نشان داد.

he spent hours perfecting his soldierings on the circuit board.

او ساعت‌ها وقت صرف بهبود اتصالات خود روی برد مدار کرد.

after several attempts, her soldierings finally looked professional.

پس از چند تلاش، اتصالات او سرانجام حرفه‌ای به نظر رسید.

regular maintenance includes checking the soldierings on all devices.

نگهداری منظم شامل بررسی اتصالات در همه دستگاه‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید