solemnizes marriage
تأیید ازدواج
solemnizes vows
تأیید تعهدات
solemnizes union
تأیید اتحاد
solemnizes ceremony
تأیید مراسم
solemnizes commitment
تأیید تعهد
solemnizes event
تأیید رویداد
solemnizes occasion
تأیید مناسبت
solemnizes partnership
تأیید مشارکت
solemnizes agreement
تأیید توافق
solemnizes love
تأیید عشق
the priest solemnizes the wedding ceremony.
کشیش مراسم ازدواج را با شکوه انجام میدهد.
they solemnize their commitment to each other.
آنها تعهد خود به یکدیگر را با شکوه انجام میدهند.
she solemnizes the occasion with a heartfelt speech.
او این مناسبت را با یک سخنرانی صمیمانه با شکوه انجام میدهد.
the judge solemnizes the adoption process.
قاضی روندیت تکریم فرزندخواندگی را با شکوه انجام میدهد.
he solemnizes the promise with a ring.
او قول را با یک حلقه با شکوه انجام میدهد.
the couple solemnizes their vows in front of family.
زوجین سوگندهای خود را در حضور خانواده با شکوه انجام میدهند.
she solemnizes the event with traditional rituals.
او این رویداد را با آیینهای سنتی با شکوه انجام میدهد.
the ceremony solemnizes their union.
مراسم پیوند آنها را با شکوه انجام میدهد.
the organization solemnizes its commitment to charity.
سازمان تعهد خود به خیریه را با شکوه انجام میدهد.
they solemnize the anniversary with a special event.
آنها سالگرد را با یک رویداد ویژه با شکوه انجام میدهند.
solemnizes marriage
تأیید ازدواج
solemnizes vows
تأیید تعهدات
solemnizes union
تأیید اتحاد
solemnizes ceremony
تأیید مراسم
solemnizes commitment
تأیید تعهد
solemnizes event
تأیید رویداد
solemnizes occasion
تأیید مناسبت
solemnizes partnership
تأیید مشارکت
solemnizes agreement
تأیید توافق
solemnizes love
تأیید عشق
the priest solemnizes the wedding ceremony.
کشیش مراسم ازدواج را با شکوه انجام میدهد.
they solemnize their commitment to each other.
آنها تعهد خود به یکدیگر را با شکوه انجام میدهند.
she solemnizes the occasion with a heartfelt speech.
او این مناسبت را با یک سخنرانی صمیمانه با شکوه انجام میدهد.
the judge solemnizes the adoption process.
قاضی روندیت تکریم فرزندخواندگی را با شکوه انجام میدهد.
he solemnizes the promise with a ring.
او قول را با یک حلقه با شکوه انجام میدهد.
the couple solemnizes their vows in front of family.
زوجین سوگندهای خود را در حضور خانواده با شکوه انجام میدهند.
she solemnizes the event with traditional rituals.
او این رویداد را با آیینهای سنتی با شکوه انجام میدهد.
the ceremony solemnizes their union.
مراسم پیوند آنها را با شکوه انجام میدهد.
the organization solemnizes its commitment to charity.
سازمان تعهد خود به خیریه را با شکوه انجام میدهد.
they solemnize the anniversary with a special event.
آنها سالگرد را با یک رویداد ویژه با شکوه انجام میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید