solemnizes

[ایالات متحده]/ˈsɒləmnaɪz/
[بریتانیا]/ˈsɑːləmnaɪz/

ترجمه

v. انجام دادن یک مراسم برای علامت گذاری یک رویداد مهم

عبارات و ترکیب‌ها

solemnizes marriage

تأیید ازدواج

solemnizes vows

تأیید تعهدات

solemnizes union

تأیید اتحاد

solemnizes ceremony

تأیید مراسم

solemnizes commitment

تأیید تعهد

solemnizes event

تأیید رویداد

solemnizes occasion

تأیید مناسبت

solemnizes partnership

تأیید مشارکت

solemnizes agreement

تأیید توافق

solemnizes love

تأیید عشق

جملات نمونه

the priest solemnizes the wedding ceremony.

کشیش مراسم ازدواج را با شکوه انجام می‌دهد.

they solemnize their commitment to each other.

آنها تعهد خود به یکدیگر را با شکوه انجام می‌دهند.

she solemnizes the occasion with a heartfelt speech.

او این مناسبت را با یک سخنرانی صمیمانه با شکوه انجام می‌دهد.

the judge solemnizes the adoption process.

قاضی روندیت تکریم فرزندخواندگی را با شکوه انجام می‌دهد.

he solemnizes the promise with a ring.

او قول را با یک حلقه با شکوه انجام می‌دهد.

the couple solemnizes their vows in front of family.

زوجین سوگندهای خود را در حضور خانواده با شکوه انجام می‌دهند.

she solemnizes the event with traditional rituals.

او این رویداد را با آیین‌های سنتی با شکوه انجام می‌دهد.

the ceremony solemnizes their union.

مراسم پیوند آنها را با شکوه انجام می‌دهد.

the organization solemnizes its commitment to charity.

سازمان تعهد خود به خیریه را با شکوه انجام می‌دهد.

they solemnize the anniversary with a special event.

آنها سالگرد را با یک رویداد ویژه با شکوه انجام می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید