solenoids

[ایالات متحده]/ˈsɒl.ə.nɔɪd/
[بریتانیا]/ˈsoʊ.lə.nɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حلقه سیم که وقتی یک جریان الکتریکی از آن عبور می‌کند، یک میدان مغناطیسی تولید می‌کند؛ یک دستگاه که انرژی الکتریکی را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

solenoid valve

شیر solenoid

solenoid coil

سیم‌پیچ solenoid

solenoid actuator

عملگر solenoid

solenoid switch

کلید solenoid

solenoid motor

موتور solenoid

solenoid drive

درایو solenoid

solenoid lock

قفل solenoid

solenoid connector

اتصال‌دهنده solenoid

solenoid circuit

مدار solenoid

solenoid system

سیستم solenoid

جملات نمونه

the solenoid is essential for the operation of the valve.

سولنوئید برای عملکرد شیر ضروری است.

we need to test the solenoid for any defects.

ما باید سولنوئید را برای هرگونه نقص بررسی کنیم.

the solenoid actuates the locking mechanism.

سولنوئید مکانیزم قفل را فعال می کند.

he replaced the faulty solenoid in the machine.

او سولنوئید معیوب را در دستگاه تعویض کرد.

the solenoid generates a magnetic field when energized.

سولنوئید هنگامی که تغذیه می شود، یک میدان مغناطیسی تولید می کند.

she explained how the solenoid works in the circuit.

او توضیح داد که سولنوئید چگونه در مدار کار می کند.

the design includes a solenoid to control the flow.

طراحی شامل یک سولنوئید برای کنترل جریان است.

solenoids are commonly used in automotive applications.

سولنوئیدها به طور معمول در کاربردهای خودرو استفاده می شوند.

the technician calibrated the solenoid for better performance.

تکنسین سولنوئید را برای عملکرد بهتر تنظیم کرد.

understanding the solenoid's function is crucial for repairs.

درک عملکرد سولنوئید برای تعمیرات بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید