relay

[ایالات متحده]/ˈriːleɪ/
[بریتانیا]/ˈriːleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پخش کردن; تصاحب کردن
n. یک دستگاه که سوئیچ‌ها یا سایر دستگاه‌ها را به صورت توالی کار می‌کند; شخصی که به جای شخص دیگری تصاحب می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

relay race

مسابقه امدادی

relay team

تیم امدادرسان

relay station

ایستگاه رله

relay switch

کلید رله

torch relay

اتاقک امداد

relay protection

حفاظت رله

frame relay

رله فریم

time relay

رله زمانی

electromagnetic relay

رله الکترومغناطیسی

protective relay

رله محافظ

solid state relay

رله حالت جامد

distance relay

رله فاصله

differential relay

رله تفاضلی

medley relay

استفاده ترکیبی

current relay

رله جریان

relay system

سیستم رله

relay contact

تماس رله

intermediate relay

رله میانی

thermal overload relay

رله اضافه بار حرارتی

alarm relay

رله هشدار

thermal relay

رله حرارتی

جملات نمونه

They will relay your message.

آنها پیام شما را ارسال خواهند کرد.

a 550-metre relay race.

مسابقه امدادی 550 متری

this will cause a relay to operate and close the circuit.

این باعث می شود رله عمل کند و مدار را ببندد.

the starter relay automatically de-energizes.

شلنگ شروع به طور خودکار غیرفعال می‌شود.

a relay of a performance live from the concert hall.

یک پخش مستقیم از تالار کنسرت.

they plan to relay about half a mile of the track.

آنها قصد دارند تقریباً نیم مایل از مسیر را ارسال کنند.

electrical relays that actuate the elevator's movements.

رله‌های الکتریکی که حرکت آسانسور را فعال می‌کنند.

Messengers will relay your letters.

پیام‌آوران نامه‌های شما را ارسال خواهند کرد.

She relayed the information to us.

او اطلاعات را به ما ارسال کرد.

the wagons were pulled by relays of horses.

واگن‌ها با استفاده از چندین اسب کشیده می‌شدند.

gangs of workers were sent in relays .

گروه‌هایی از کارگران به صورت متوالی فرستاده شدند.

the speech was relayed live from the palace.

سخنرانی به صورت زنده از کاخ ارسال شد.

relayed the message to his boss.

پیام را به رئیسش ارسال کرد.

The program is being relayed by satellite.

این برنامه از طریق ماهواره پخش می‌شود.

he relayed this in such a manner as to imply grave delinquency on the host's part.

او این را به گونه‌ای بیان کرد که نشان‌دهنده تقصیر جدی از سوی میزبان بود.

she intended to relay everything she had learned.

او قصد داشت همه چیزهایی که آموخته بود را ارسال کند.

This metal tower is used to relay television signals to distant villages.

از این برج فلزی برای ارسال سیگنال‌های تلویزیونی به روستاهای دوردست استفاده می‌شود.

نمونه‌های واقعی

The nation used the relay and the Olympics themselves as a propaganda tool.

ملت از سیستم ارتباطی و خود المپیک به عنوان ابزاری برای تبلیغات استفاده کرد.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

That information relayed to crews on land and sea.

آن اطلاعات از طریق سیستم ارتباطی به خدمه در خشکی و دریا منتقل شد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Team China also topped in the men's 4x100m relay.

تیم چین نیز در مسابقه امدادی ۴ × ۱۰۰ متر مردان در صدر قرار گرفت.

منبع: Current month CRI online

Almost immediately, transistors could be made smaller than the smallest possible relays or vacuum tubes.

تقریباً بلافاصله، ترانزیستورها می‌توانستند کوچکتر از کوچکترین رله یا لوله خلاء موجود ساخته شوند.

منبع: Technology Crash Course

Cory will compete in freestyle, backstroke and relay races.

کوری در مسابقات آزاد، کرال سینه و امدادی شرکت خواهد کرد.

منبع: VOA Standard English_Americas

Mother brought us pancakes in relays.

مادر پنکیک برای ما آورد، در حالی که در حال انجام کارها بود.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

In a relay, four people from the team work together.

در یک مسابقه امدادی، چهار نفر از تیم با هم همکاری می‌کنند.

منبع: Global Slow English

China launched a relay satellite to solve that issue.

چین یک ماهواره ارتباطی برای حل آن مشکل پرتاب کرد.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

How are Olympic relay teams determined?

تیم‌های امدادی المپیک چگونه انتخاب می‌شوند؟

منبع: Connection Magazine

The relay on this side cached them.

سیستم ارتباطی در این سمت آن‌ها را ذخیره کرد.

منبع: Interstellar Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید