solicitousnesses

[ایالات متحده]/səˈlɪsɪtəsnəsɪz/
[بریتانیا]/səˈlɪsɪtəsnəsɪz/

ترجمه

n. pl. کیفیت اشتغال داشتن؛ اشتیاق یا انتظار جدی

عبارات و ترکیب‌ها

extreme solicitousness

خیلی زیادی مهربانی

جملات نمونه

her solicitousnesses toward her aging parents were admirable.

ملاحظات او نسبت به والدین سالمندش قابل تحسین بود.

the nurse's solicitousnesses made patients feel comfortable.

ملاحظات مربی به بیماران احساس راحتی را ایجاد کرد.

his solicitousnesses for his friends' wellbeing never wavered.

ملاحظات او نسبت به سلامتی دوستانش هرگز کاهش نیافت.

the teacher's solicitousnesses helped students thrive.

ملاحظات معلم به دانش‌آموزان کمک کرد تا به خوبی رشد کنند.

their solicitousnesses during the crisis were appreciated.

ملاحظات آن‌ها در زمان بحران قدردانی شد.

her numerous solicitousnesses showed her true character.

ملاحظات متعدد او نشان دهنده شخصیت واقعی او بود.

the staff's solicitousnesses exceeded all expectations.

ملاحظات کارکنان فراتر از تمام انتظارات بود.

his solicitousnesses toward colleagues were well-known.

ملاحظات او نسبت به همکارانش به خوبی شناخته شده بود.

the team's solicitousnesses ensured project success.

ملاحظات تیم به موفقیت پروژه اطمینان حاصل کرد.

her constant solicitousnesses wore her out sometimes.

ملاحظات مداوم او گاهی او را خسته می‌کرد.

the family's solicitousnesses during the illness was touching.

ملاحظات خانواده در زمان بیماری لطیف بود.

his solicitousnesses knew no bounds.

ملاحظات او هیچ حدی نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید