concerned

[ایالات متحده]/kənˈsɜːnd/
[بریتانیا]/kənˈsɜːrnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نگران، آشفته، مضطرب

عبارات و ترکیب‌ها

be concerned about

نگران بودن

concerned with

نگران بودن از

concerned about

نگران بودن

the parties concerned

طرفین ذینفع

party concerned

طرف ذینفع

authorities concerned

مراجع ذی‌صلاح

be concerned in

نگران بودن در

units concerned

واحدهای ذینفع

جملات نمونه

They are concerned about my welfare.

آنها نگران حال و روز من هستند.

he was concerned above all to speak the truth.

او در درجه اول به دنبال گفتن حقیقت بود.

great art is concerned with moral imperfections.

هنر بزرگ با نقص های اخلاقی سر و کار دارد.

the report is mainly concerned with 1984 onwards.

گزارش عمدتاً با سال 1984 به بعد سر و کار دارد.

many thanks to all concerned .

خیلی ممنونم از همه افراد درگیر.

those concerned in industry, academia, and government.

کسانی که در صنعت، دانشگاه و دولت ذینفع هستند.

the villagers are concerned about burglaries.

روستاییان نگران سرقت هستند.

poise is directly concerned with good deportment.

وقار به طور مستقیم با رفتار خوب مرتبط است.

he exchanged a concerned glance with Stephen.

او نگاهی نگرانانه با استیون رد و بدل کرد.

concerned about the ecological health of the area.

نگران سلامت اکولوژیکی منطقه.

as far as I am concerned it is no big deal.

تا جایی که من در آن دخیل هستم، مسئله مهمی نیست.

the muscles that are concerned with locomotion.

عضلاتی که در حرکت نقش دارند.

he is mainly concerned with fiction.

او عمدتاً به دنبال داستان نویسی است.

the officer concerned is mentally and emotionally stable.

سرباز مربوطه از نظر ذهنی و عاطفی باثبات است.

the menial work concerned in running a house

کار خسته کننده مرتبط با اداره یک خانه.

As far as the hard disk is concerned, the bigger the better.

تا آنجا که هارد دیسک به آن مربوط است، هرچه بزرگتر بهتر.

I am very concerned about her.

من خیلی نگران او هستم.

the concerned parents of youthful offenders.

والدین نگران مجرمان جوان.

We are all concerned for her safety.

ما همه نگران ایمنی او هستیم.

نمونه‌های واقعی

The building is obsessively concerned with circular form.

ساختمان به طور وسواسی به فرم دایره‌ای اهمیت می‌دهد.

منبع: Khan Academy Open Course: Art and History

Oh, now we're concerned! - Yes, I'm concerned!

اوه، حالا نگران هستیم! - بله، من نگرانم!

منبع: Modern Family - Season 07

That's a major problem as far as flooding is concerned.

این یک مشکل بزرگ است تا زمانی که به سیل مربوط می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English September 2018 Collection

Villiers is not concerned about this criticism.

ویلیه در مورد این انتقادها نگران نیست.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

Sora, however, is making some tech experts concerned.

سورا، با این حال، باعث نگرانی برخی از متخصصان فناوری شده است.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

When I'm sick, he is the most concerned.

وقتی من بیمار هستم، او بیشتر نگران است.

منبع: Lai Shih-Hsiung's Beginner American English (Volume 1)

It was junk, as far as people were concerned.

تا زمانی که مردم در این مورد بودند، آشغال بود.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

We're concerned about the trend in events.

ما نگران روند وقایع هستیم.

منبع: Listening comprehension of the English Major Level 8 exam past papers.

What happens now as far as you're concerned?

تا زمانی که به شما مربوط می‌شود، اکنون چه اتفاقی می‌افتد؟

منبع: CNN Listening Collection July 2013

Tomorrow, as far as I'm concerned, right?

فردا، تا زمانی که به من مربوط می‌شود، درست است؟

منبع: Yes, Minister Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید