solidifyings

[ایالات متحده]/səˈlɪdɪfaɪɪŋz/
[بریتانیا]/səˈlɪdəˌfaɪɪŋz/

ترجمه

n. فرآیند جامد شدن
v. عمل جامد یا متحد کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

solidifyings ideas

ایده‌های تثبیت‌شده

solidifyings plans

برنامه‌های تثبیت‌شده

solidifyings goals

اهداف تثبیت‌شده

solidifyings strategies

استراتژی‌های تثبیت‌شده

solidifyings relationships

روابط تثبیت‌شده

solidifyings foundations

پایه‌های تثبیت‌شده

solidifyings concepts

مفاهیم تثبیت‌شده

solidifyings values

ارزش‌های تثبیت‌شده

solidifyings beliefs

باورهای تثبیت‌شده

solidifyings connections

ارتباطات تثبیت‌شده

جملات نمونه

the process of solidifyings can take time and patience.

فرآیند جامد شدن می‌تواند زمان‌بر و نیازمند صبر باشد.

solidifyings in the laboratory require precise measurements.

جامد شدن در آزمایشگاه نیاز به اندازه‌گیری دقیق دارد.

we observed the solidifyings of the mixture at room temperature.

ما مشاهده کردیم که مخلوط در دمای اتاق جامد می‌شود.

different materials have unique solidifyings properties.

مواد مختلف دارای خواص جامدسازی منحصر به فرد هستند.

the solidifyings process is crucial in manufacturing.

فرآیند جامدسازی در تولید بسیار مهم است.

understanding solidifyings helps improve product quality.

درک جامدسازی به بهبود کیفیت محصول کمک می‌کند.

temperature affects the speed of solidifyings significantly.

دمای هوا تأثیر قابل توجهی بر سرعت جامدسازی دارد.

we need to study the solidifyings of this new polymer.

ما باید جامدسازی این پلیمر جدید را مطالعه کنیم.

solidifyings can be observed in various chemical reactions.

می‌توان جامدسازی را در واکنش‌های شیمیایی مختلف مشاهده کرد.

the artist used solidifyings to create unique sculptures.

هنرمند از جامدسازی برای ایجاد مجسمه‌های منحصر به فرد استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید