firming

[ایالات متحده]/[ˈfɜːmɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈfɝːmɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تقویت شدن یا تقویت کردن؛ باعث پایدارتر شدن بازار شدن.
adj. نشان دهنده اراده یا تعیین.
n. فرایند تقویت کردن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

firming up

تقویت کردن

firming stance

وضعیت تقویت شده

firming prices

قیمت‌های تقویت شده

firming market

بازار تقویت شده

firming commitment

پیمان تقویت شده

firming plans

برنامه‌های تقویت شده

firming deadline

مهلت تقویت شده

firming support

حمایت تقویت شده

firming relations

ارتباطات تقویت شده

firming agreement

همکاری تقویت شده

جملات نمونه

the market is showing firming prices after a period of decline.

بازار پس از یک دوره کاهش، قیمت‌هایی جدید را نشان می‌دهد.

she's using a new cream for firming her skin.

او از یک کرم جدید برای سفت کردن پوست خود استفاده می‌کند.

we're seeing firming support for the proposal from key stakeholders.

ما حمایت سفت‌تر از این پیشنهاد از سوی ذینفع‌های کلیدی را مشاهده می‌کنیم.

the company is focused on firming up its market position.

شرکت روی تقویت موقعیت بازار خود متمرکز است.

he's been doing exercises for firming his core muscles.

او تمرین‌هایی را برای سفت کردن عضلات مرکزی خود انجام می‌دهد.

the negotiations are firming up details of the agreement.

بحث‌ها جزئیات قرارداد را سفت‌تر می‌کنند.

the government is firming its stance on the new policy.

دولت موضع خود را درباره سیاست جدید سفت‌تر می‌کند.

the soil is firming after the recent rainfall.

خاک پس از باران‌های اخیر سفت‌تر می‌شود.

they are firming up plans for the upcoming conference.

آن‌ها برنامه‌ریزی‌های کنفرانس آینده را سفت‌تر می‌کنند.

the team is working on firming up the project timeline.

تیم روی سفت کردن زمان‌بندی پروژه کار می‌کند.

the chef used agar-agar for firming the dessert.

شکیف از آگار-آگار برای سفت کردن دسر استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید