soluble

[ایالات متحده]/'sɒljʊb(ə)l/
[بریتانیا]/'sɑljəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل حل شدن؛ قابل حل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

water soluble

قابلیت حل در آب

soluble in water

قابلیت حل شدن در آب

soluble fiber

فیبر محلول

soluble starch

نشاسته محلول

soluble glass

شیشه محلول

acid soluble

حلال در اسید

جملات نمونه

the poison is soluble in alcohol.

سم مهره‌نما در الکل محلول است.

the re-soluble nature of the paint.

طبیعت محلول مجدد رنگ.

These tablets are soluble in water.

این قرص‌ها در آب محلول هستند.

The disulphate was easily soluble in water.

دی‌سولفات به راحتی در آب محلول بود.

soluble sulfathiazole (=sulfathiazole sodium)

سولفاتیازول محلول (=سدیم سولفاتیازول)

On the basis of the refraction principle of soluble solid, the content of the soluble saltless solid in soy sauce was determined by refractometry.

بر اساس اصل انکسار جامدات محلول، محتوای جامدات غیر محلول در سس سویا با استفاده از رفراکتومتری تعیین شد.

ATM is a white crystalline power,easily effloresce in air,Slightly soluble in water,Soluble in ammonia water and alkalies.

ATM یک پودر کریستالی سفید است، به راحتی در هوا شکوفه می‌دهد، کمی محلول در آب، محلول در آب آمونیاک و قلیاها.

N-Hexane is highly volatile, highly lipid soluble and consumingly accumulative.

ان-هگزان بسیار فرار، به شدت محلول در لیپید و به طور مصرف‌کننده تجمع‌یافته است.

Human soluble interleukin-1 receptor Ⅱ...

گیرنده سدومانی قابل حل انسان ایل-۱ Ⅱ...

The results showed that soluble protein was the highest before floscule forming;

نتایج نشان داد که پروتئین محلول قبل از تشکیل گلوسول در بالاترین حد بود.

The bi omass consisted of cellulose,hemicelluslose,lignose and soluble solids.

بایوماس از سلولز، نیمیسلولز، لیگنوز و مواد جامد محلول تشکیل شده بود.

A great quantity of soluble inorganic salt can force the surrounding soil seriously become salinization and alkalinization.

یک مقدار زیاد نمک غیرآلی محلول می‌تواند باعث شور شدن و قلیایی شدن جدی خاک اطراف شود.

Nonsoluble nitrogen (NSN) and soluble nitrogen (SN) in ten tobacco samples were determined with a flow analyzer.

نیتروژن نامحلول (NSN) و نیتروژن محلول (SN) در ده نمونه تنباکو با استفاده از آنالایزر جریان تعیین شد.

the dry mass of phyllogen, activity of root system and soluble sugar content also presence significant difference.

جرم خشک فیلوژن، فعالیت سیستم ریشه و محتوای قند محلول نیز تفاوت معنی داری وجود دارد.

Objective To evaluate hemostasia effect of the combination of non-ionization soluble styptic gauze and venom haemocoagulase in operation bleeding and wound errhysis.

هدف ارزیابی اثر ایستادگی خون از ترکیب پنبه استیپتیک محلول غیر یونی و هموکوآگولاز سمی در خونریزی جراحی و خونریزی زخم.

Xanthin in corn starch residue is a mixture of fat soluble and water soluble pigments, which are blood red in colour in the pure extraction and lemon yellow in its diluted solution.

زانتیت در بقایای نشاسته ذرت ترکیبی از رنگدانه‌های محلول در چربی و محلول در آب است که در استخراج خالص به رنگ قرمز خون و در محلول رقیق شده زرد لیمویی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید