solvable problem
مسئله قابل حل
solvable equation
معادله قابل حل
solvable case
موارد قابل حل
solvable issue
مشکل قابل حل
solvable challenge
چالش قابل حل
solvable task
وظیفه قابل حل
solvable puzzle
معمای قابل حل
solvable situation
وضعیت قابل حل
solvable scenario
سناریوی قابل حل
solvable conflict
درگیری قابل حل
the problem is solvable with the right approach.
مشکل را میتوان با رویکرد مناسب حل کرد.
many challenges in life are solvable if we stay positive.
بسیاری از چالشهای زندگی را میتوان با حفظ نگرش مثبت حل کرد.
she believes every conflict is solvable through communication.
او معتقد است هرگونه درگیری را میتوان از طریق ارتباط حل کرد.
is this math equation solvable using basic algebra?
آیا میتوان این معادله ریاضی را با استفاده از جبر مقدماتی حل کرد؟
finding a solvable solution is crucial for progress.
یافتن یک راه حل قابل حل برای پیشرفت بسیار مهم است.
the issue seems complex, but it's actually solvable.
به نظر میرسد مشکل پیچیده است، اما در واقع قابل حل است.
our team is working on a solvable strategy for the project.
تیم ما در حال کار بر روی یک استراتژی قابل حل برای پروژه است.
he assured me that the technical difficulties are solvable.
او اطمینان داد که مشکلات فنی قابل حل هستند.
with teamwork, every challenge can be made solvable.
با کار تیمی، میتوان هر چالشی را قابل حل کرد.
she has a knack for turning unsolvable problems into solvable ones.
او استعداد تبدیل مشکلات غیرقابل حل به مشکلات قابل حل را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید