solvable

[ایالات متحده]/ˈsɒlvəbl/
[بریتانیا]/ˈsɑːlvəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.قابل حل یا حل و فصل؛ قابل انحلال

عبارات و ترکیب‌ها

solvable problem

مسئله قابل حل

solvable equation

معادله قابل حل

solvable case

موارد قابل حل

solvable issue

مشکل قابل حل

solvable challenge

چالش قابل حل

solvable task

وظیفه قابل حل

solvable puzzle

معمای قابل حل

solvable situation

وضعیت قابل حل

solvable scenario

سناریوی قابل حل

solvable conflict

درگیری قابل حل

جملات نمونه

the problem is solvable with the right approach.

مشکل را می‌توان با رویکرد مناسب حل کرد.

many challenges in life are solvable if we stay positive.

بسیاری از چالش‌های زندگی را می‌توان با حفظ نگرش مثبت حل کرد.

she believes every conflict is solvable through communication.

او معتقد است هرگونه درگیری را می‌توان از طریق ارتباط حل کرد.

is this math equation solvable using basic algebra?

آیا می‌توان این معادله ریاضی را با استفاده از جبر مقدماتی حل کرد؟

finding a solvable solution is crucial for progress.

یافتن یک راه حل قابل حل برای پیشرفت بسیار مهم است.

the issue seems complex, but it's actually solvable.

به نظر می‌رسد مشکل پیچیده است، اما در واقع قابل حل است.

our team is working on a solvable strategy for the project.

تیم ما در حال کار بر روی یک استراتژی قابل حل برای پروژه است.

he assured me that the technical difficulties are solvable.

او اطمینان داد که مشکلات فنی قابل حل هستند.

with teamwork, every challenge can be made solvable.

با کار تیمی، می‌توان هر چالشی را قابل حل کرد.

she has a knack for turning unsolvable problems into solvable ones.

او استعداد تبدیل مشکلات غیرقابل حل به مشکلات قابل حل را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید