solvencies

[ایالات متحده]/'sɒlvənsɪ/
[بریتانیا]/'sɔlvənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی پرداخت بدهی‌ها؛ توانایی حل و فصل

عبارات و ترکیب‌ها

solvency margin

حاشیه توان پرداخت

جملات نمونه

solvency of petroleum spirit

بحرانیت نفت سفید

Fears about the solvency of the banks precipitated the great economic crash.

نگرانی‌ها در مورد توانایی بانک‌ها در پرداخت بدهی‌ها باعث فروپاشی بزرگ اقتصادی شد.

The company's solvency is in question due to its high debt levels.

بدهی‌های زیاد شرکت، توانایی بازپرداخت بدهی‌ها را زیر سوال می‌برد.

Maintaining financial solvency is crucial for long-term success in business.

حفظ توانایی بازپرداخت بدهی‌ها برای موفقیت بلندمدت در کسب و کار بسیار مهم است.

The solvency ratio measures a company's ability to meet its debt obligations.

نسبت توانایی بازپرداخت بدهی‌ها، توانایی شرکت در پرداخت تعهدات بدهی خود را نشان می‌دهد.

Personal savings can contribute to an individual's solvency in times of financial crisis.

پس‌انداز شخصی می‌تواند به توانایی بازپرداخت بدهی‌های فرد در زمان بحران مالی کمک کند.

A lack of solvency can lead to bankruptcy for businesses.

عدم توانایی بازپرداخت بدهی‌ها می‌تواند منجر به ورشکستگی برای کسب و کارها شود.

Financial planning plays a crucial role in maintaining solvency.

برنامه‌ریزی مالی نقش مهمی در حفظ توانایی بازپرداخت بدهی‌ها دارد.

Government interventions may be necessary to prevent the collapse of financial institutions' solvency.

ممکن است دخالت دولت برای جلوگیری از فروپاشی توانایی بازپرداخت بدهی‌های موسسات مالی ضروری باشد.

Investors often consider a company's solvency before making investment decisions.

سرمایه‌گذاران اغلب قبل از اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری، توانایی بازپرداخت بدهی‌های شرکت را در نظر می‌گیرند.

A strong balance sheet is essential for demonstrating solvency to creditors.

یک ترازنامه قوی برای نشان دادن توانایی بازپرداخت بدهی‌ها به طلبکاران ضروری است.

Regular financial audits are conducted to assess the solvency of organizations.

برای ارزیابی توانایی بازپرداخت بدهی‌های سازمان‌ها، ممیزی‌های مالی منظم انجام می‌شود.

نمونه‌های واقعی

This matters for the nation's solvency.

این موضوع برای تراز مالی کشور مهم است.

منبع: The Economist - Comprehensive

It suggests that austerity alone is no route to solvency in a chronically uncompetitive economy.

این نشان می‌دهد که ریاضت اقتصادی به تنهایی راهی برای تراز مالی در یک اقتصاد به طور مزمن غیررقابتی نیست.

منبع: The Economist - Comprehensive

More fundamentally, China has also overhauled solvency rules, which should force insurers to change the way they operate.

به طور اساسی، چین همچنین قوانین تراز مالی را بازنگری کرده است که باید باعث شود شرکت‌های بیمه نحوه عملکرد خود را تغییر دهند.

منبع: The Economist (Summary)

They're worried about Stable Shelters' solvency.

آنها نگران تراز مالی پناهگاه‌های پایدار هستند.

منبع: Lawsuit Duet Season 1

But it actually has no connection to the solvency of the bank.

اما در واقع هیچ ارتباطی با تراز مالی بانک ندارد.

منبع: Financial Times Podcast

On July 27th Fitch, a rating agency, was blunter, warning that " state banks face solvency risk without fresh capital injections" .

در تاریخ ۲۷ جولای، فیچ، یک موسسه رتبه‌بندی، آشکارتر بود و هشدار داد که «بانک‌های دولتی بدون تزریق سرمایه جدید با خطر عدم توانایی در پرداخت بدهی‌ها مواجه هستند».

منبع: The Economist (Summary)

So based on what's happened with SVB, should people be concerned about the solvency of other banks?

بنابراین، با توجه به آنچه با SVB اتفاق افتاده است، آیا مردم باید نگران توانایی پرداخت بدهی سایر بانک‌ها باشند؟

منبع: Financial Times Podcast

It's agreeing on the entitlement reform issue, which is so important if we're going to create solvency for our country.

توافق بر سر موضوع اصلاحات مستمری، که در صورت تمایل به ایجاد توانایی پرداخت بدهی برای کشور ما بسیار مهم است.

منبع: PBS Business Interview Series

Fear had its uses: when the banks were in trouble, ministers were forced to aim for solvency rather than use them for political ends.

ترس کاردهای خود را داشت: هنگامی که بانک‌ها در مشکل بودند، وزیران مجبور شدند به جای استفاده از آنها برای اهداف سیاسی، به توانایی پرداخت بدهی‌ها هدف گذاری کنند.

منبع: Economist Finance and economics

For, we always ran into new debt immediately, to the full extent of the margin, and sometimes, in the sense of freedom and solvency it imparted, got pretty far on into another margin.

زیرا، ما همیشه بلافاصله به بدهی جدید می‌رسیدیم، به میزان کامل حاشیه، و گاهی اوقات، در حس آزادی و توانایی پرداخت بدهی که به آن می‌بخشید، خیلی دورتر در حاشیه دیگری پیش می‌رفتیم.

منبع: Great Expectations (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید