some of
برخی از
some people
برخی از مردم
some food
برخی از غذا
some of them
برخی از آنها
some one
یک نفر
go some
به برخی
that was some goal.
آن یک هدف بود.
but some will spend, and some will spare.
اما برخی خرج خواهند کرد و برخی صرفه جویی خواهند کرد.
Some are wise, some are otherwise.
برخی خردمند هستند، برخی غیره.
some people; some sugar.
برخی افراد؛ برخی شکر.
by some fell chance.
به طور غیرمنتظره.
some devilry was afoot.
برخی از شیطنت ها در جریان بود.
fork in some compost.
چنگال در مقداری کود
there is some hammy acting.
برخی از بازی های اغراق آمیز وجود دارد.
that's some handle for a baby.
این یک دسته برای یک نوزاد است.
there was some reversion to polytheism.
برخی بازگشت به چندخدایی بود.
there must be some mistake.
باید اشتباهی رخ داده باشد.
He is some scholar.
او یک محقق است.
the externalism of some religions
خارجگرایی برخی از ادیان
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید