some

[ایالات متحده]/sʌm/
[بریتانیا]/səm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یک عدد معین; تقریباً; بخشی
pron. یک عدد معین; چند تا

عبارات و ترکیب‌ها

some of

برخی از

some people

برخی از مردم

some food

برخی از غذا

some of them

برخی از آنها

some one

یک نفر

go some

به برخی

جملات نمونه

that was some goal.

آن یک هدف بود.

but some will spend, and some will spare.

اما برخی خرج خواهند کرد و برخی صرفه جویی خواهند کرد.

Some are wise, some are otherwise.

برخی خردمند هستند، برخی غیره.

some people; some sugar.

برخی افراد؛ برخی شکر.

by some fell chance.

به طور غیرمنتظره.

some devilry was afoot.

برخی از شیطنت ها در جریان بود.

fork in some compost.

چنگال در مقداری کود

there is some hammy acting.

برخی از بازی های اغراق آمیز وجود دارد.

that's some handle for a baby.

این یک دسته برای یک نوزاد است.

there was some reversion to polytheism.

برخی بازگشت به چندخدایی بود.

there must be some mistake.

باید اشتباهی رخ داده باشد.

He is some scholar.

او یک محقق است.

the externalism of some religions

خارج‌گرایی برخی از ادیان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید