sookies

[ایالات متحده]/ˈsʊkiz/
[بریتانیا]/ˈsʊkiz/

ترجمه

n. جمع sooky؛ نرم، ملایم، لطیف (چیزها)
adj. لطیف؛ نرم؛ ملایم

جملات نمونه

grandma puts fresh-baked sookies in the cookie jar.

مادربزرگ نان‌های تازه‌پخته شده را در جعبه نان می‌گذارد.

my little brother loves to dunk his sookies in milk.

برادر کوچک من دوست دارد نان‌هایش را در شیر غوطه‌ور کند.

please don't eat all the sookies before dinner.

لطفاً قبل از شام تمام نان‌ها را نخورید.

the bakery sells delicious chocolate chip sookies every morning.

بیکری هر صبح نان‌های شکلاتی لذیذی را می‌فروشد.

she shared her homemade sookies with the new neighbors.

او نان‌های خودش ساخته شده را با همسایگان جدید به اشتراک گذاشت.

the hard sookies softened after a few seconds in the coffee.

نان‌های سخت پس از چند ثانیه در قهوه نرم شدند.

she placed a plate of cinnamon sookies on the table for the guests.

او یک پلیت نان‌های دارای فلفل گیلاس را روی میز برای مهمانان گذاشت.

on cold rainy days, we like to eat sweet sookies by the fireplace.

در روزهای بارانی سرد، ما دوست داریم نان‌های شیرین را در کنار بخاری بخوریم.

use an airtight container to keep the sookies crisp.

از یک ظرف بسته‌بندی شده برای حفظ نان‌ها در حالت سفت استفاده کنید.

we bought a box of maple sookies as a souvenir from canada.

ما یک جعبه نان‌های شکر گیلی را به عنوان یک یادگار از کانادا خریدیم.

the kids were quiet because they were busy munching on sookies.

کودکان آرام بودند چون مشغول خوردن نان‌ها بودند.

sookies are a traditional scottish treat similar to shortbread.

نان‌ها یک مورد سنتی اسکاتلندی هستند که شبیه به نان کوتاه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید