sooks

[ایالات متحده]/sʊk/
[بریتانیا]/sʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد ترسو یا خجالتی؛ یک اصطلاح عامیانه در استرالیا و نیوزیلند برای ترسو، به ویژه یک کودک

عبارات و ترکیب‌ها

sook it up

آن را جذب کن

sook away

دور شو

sook for help

برای کمک درخواست کن

sook and cry

گریه کن

sook over it

در مورد آن فکر کن

sook in silence

در سکوت

sook it down

آن را پایین ببر

big sook

سوک بزرگ

sook on you

روی شما

sook it out

آن را بیرون بکش

جملات نمونه

she began to sook when she didn't get her way.

وقتی که نمی‌خواست به روش خود عمل کند، شروع به زاری کرد.

he tends to sook whenever he feels overwhelmed.

وقتی احساس غرق شدن می‌کند، معمولاً زاری می‌کند.

the child will sook if he doesn't get his favorite toy.

اگر اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را به دست نیاورد، کودک زاری خواهد کرد.

she always sooks for attention during class.

او همیشه برای جلب توجه در طول کلاس زاری می‌کند.

don't sook about the weather; let's enjoy the day!

نگران هوا نباشید؛ از روز لذت ببرید!

he would sook when he lost a game.

وقتی بازی را می‌باخت، زاری می‌کرد.

it's not good to sook over small things.

زاری کردن روی مسائل کوچک خوب نیست.

she sooks for sympathy from her friends.

او برای دریافت ترحم از دوستانش زاری می‌کند.

he started to sook when he heard the sad story.

وقتی داستان غم‌انگیز را شنید، شروع به زاری کرد.

stop sooking and start taking action!

زاری کردن را متوقف کنید و شروع به اقدام کنید!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید