sortable

[ایالات متحده]/ˈsɔːtəbl/
[بریتانیا]/ˈsɔrtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل ترتیب در یک ترتیب خاص

عبارات و ترکیب‌ها

sortable list

لیست قابل مرتب‌سازی

sortable table

جدول قابل مرتب‌سازی

sortable data

داده‌های قابل مرتب‌سازی

sortable column

ستون قابل مرتب‌سازی

sortable items

موارد قابل مرتب‌سازی

sortable grid

شبکه قابل مرتب‌سازی

sortable menu

منوی قابل مرتب‌سازی

sortable results

نتایج قابل مرتب‌سازی

sortable features

ویژگی‌های قابل مرتب‌سازی

sortable options

تنظیمات قابل مرتب‌سازی

جملات نمونه

the data is sortable by date.

داده‌ها قابل مرتب‌سازی بر اساس تاریخ هستند.

make sure the table is sortable for better usability.

مطمئن شوید که جدول برای افزایش قابلیت استفاده قابل مرتب‌سازی است.

sortable columns allow users to organize information easily.

ستون‌های قابل مرتب‌سازی به کاربران اجازه می‌دهند اطلاعات را به راحتی سازماندهی کنند.

we need a sortable list for the survey results.

ما به یک لیست قابل مرتب‌سازی برای نتایج نظرسنجی نیاز داریم.

the sortable feature enhances the user experience.

ویژگی قابل مرتب‌سازی تجربه کاربر را بهبود می‌بخشد.

is the report sortable by category?

آیا گزارش قابل مرتب‌سازی بر اساس دسته بندی است؟

sortable options will be added in the next update.

گزینه‌های قابل مرتب‌سازی در به‌روزرسانی بعدی اضافه خواهند شد.

users appreciate sortable data tables for analysis.

کاربران از جداول داده قابل مرتب‌سازی برای تجزیه و تحلیل قدردانی می‌کنند.

the sortable grid makes it easy to find items.

شبکه قابل مرتب‌سازی پیدا کردن اقلام را آسان می‌کند.

he implemented a sortable interface for the application.

او یک رابط کاربری قابل مرتب‌سازی برای برنامه پیاده‌سازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید