sortings

[ایالات متحده]/ˈsɔːtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsɔːrtɪŋz/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند مرتب‌سازی؛ ترتیب اقلام در دسته‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

data sortings

مرتب‌سازی داده‌ها

sortings process

فرآیند مرتب‌سازی

sortings method

روش مرتب‌سازی

sortings criteria

معیارهای مرتب‌سازی

sortings algorithm

الگوریتم مرتب‌سازی

sortings results

نتایج مرتب‌سازی

sortings options

گزینه‌های مرتب‌سازی

sortings types

انواع مرتب‌سازی

sortings rules

قوانین مرتب‌سازی

sortings techniques

تکنیک‌های مرتب‌سازی

جملات نمونه

we have several sortings to complete by the end of the day.

ما چندین مرتب‌سازی برای تکمیل تا پایان روز داریم.

the sortings of the data were crucial for our analysis.

مرتب‌سازی داده‌ها برای تحلیل ما بسیار مهم بود.

different sortings can lead to different results.

مرتب‌سازی‌های مختلف می‌توانند منجر به نتایج مختلف شوند.

she prefers the sortings to be done alphabetically.

او ترجیح می‌دهد مرتب‌سازی‌ها به صورت الفبایی انجام شود.

we need to establish criteria for the sortings.

ما باید معیارهایی برای مرتب‌سازی‌ها تعیین کنیم.

the sortings were completed ahead of schedule.

مرتب‌سازی‌ها زودتر از موعد تکمیل شدند.

sortings can be time-consuming if not organized properly.

اگر به درستی سازماندهی نشوند، مرتب‌سازی‌ها می‌توانند زمان‌بر باشند.

he is responsible for overseeing the sortings in the warehouse.

او مسئول نظارت بر مرتب‌سازی‌ها در انبار است.

improving the sortings process can increase efficiency.

بهبود فرآیند مرتب‌سازی می‌تواند کارایی را افزایش دهد.

we discussed the different methods of sortings in our meeting.

ما روش‌های مختلف مرتب‌سازی را در جلسه خود مورد بحث قرار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید