soubise

[ایالات متحده]/ˈsuːbiːz/
[بریتانیا]/ˈsuːbaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سس تهیه شده از پیاز و کره
Word Forms
جمعsoubises

عبارات و ترکیب‌ها

soubise sauce

سس سوبیز

chicken soubise

سوبیز مرغ

soubise onion

پیاز سوبیز

soubise recipe

دستور تهیه سوبیز

soubise puree

پوره سوبیز

vegetable soubise

سوبیز سبزیجات

soubise dish

غذا با سوبیز

soubise flavor

طعم سوبیز

beef soubise

سوبیز گوشت گاو

soubise method

روش تهیه سوبیز

جملات نمونه

she prepared a delicious soubise sauce for the chicken.

او یک سس سو بیس خوشمزه برای مرغ آماده کرد.

the chef demonstrated how to make soubise at the cooking class.

سرآشپز نحوه تهیه سو بیس را در کلاس آشپزی به نمایش گذاشت.

he paired the soubise with roasted vegetables.

او سو بیس را با سبزیجات کبابی همراه کرد.

for a twist, she added garlic to her soubise recipe.

برای یک پیچش، او سیر را به دستورالعمل سو بیس خود اضافه کرد.

the soubise was the highlight of the gourmet meal.

سو بیس نقطه اوج غذای مجلل بود.

they served soubise as a side dish at the banquet.

آنها سو بیس را به عنوان یک غذای جانبی در مهمانی سرو کردند.

she learned to make soubise from her grandmother.

او یاد گرفت که سو بیس را از مادربزرگش درست کند.

adding cream makes the soubise richer and smoother.

اضافه کردن خامه باعث می شود سو بیس غنی تر و نرم تر شود.

he enjoys soubise with his favorite fish dishes.

او از خوردن سو بیس با غذاهای ماهی مورد علاقه اش لذت می برد.

she garnished the soubise with fresh herbs for presentation.

او برای ارائه، سو بیس را با گیاهان تازه تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید