soubriquets

[ایالات متحده]/ˈsuːbrɪkeɪ/
[بریتانیا]/ˈsuːbrɪkeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام مستعار یا نام فرضی

عبارات و ترکیب‌ها

famous soubriquet

معروف ترین لقب

popular soubriquet

محبوب ترین لقب

clever soubriquet

لقبی باهوش

funny soubriquet

لقبی خنده دار

unique soubriquet

لقبی منحصر به فرد

old soubriquet

لقب قدیمی

local soubriquet

لقب محلی

historical soubriquet

لقب تاریخی

nickname soubriquet

لقب شباهت

endearing soubriquet

لقبی دلنشین

جملات نمونه

his soubriquet among friends is "the brain".

لقب او در بین دوستان "ذهن" است.

she earned the soubriquet "the queen of hearts".

او لقب "ملکه دلها" را به دست آورد.

many athletes have a soubriquet that reflects their personality.

بسیاری از ورزشکاران لقبی دارند که نشان دهنده شخصیت آنها است.

his soubriquet is a testament to his skills.

لقب او گوازی بر مهارت های او است.

she prefers to be called by her soubriquet rather than her real name.

او ترجیح می دهد که به جای نام واقعی اش، با لقبش صدازش کنند.

in literature, characters often have a soubriquet that symbolizes their traits.

در ادبیات، شخصیت ها اغلب لقبی دارند که نماد ویژگی های آنها است.

his soubriquet was given to him by his teammates during training.

لقب او توسط هم تیمی هایش در طول تمرین به او داده شد.

the soubriquet "the fox" suited her clever nature.

لقب "روباه" با طبیعت باهوش او همخوانی داشت.

he was known by the soubriquet "iron man" due to his strength.

او به دلیل قدرت خود با لقب "مرد آهنی" شناخته می شد.

her soubriquet became famous after her first big performance.

لقب او پس از اولین اجرای بزرگش مشهور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید