souffles

[ایالات متحده]/ˈsuːflɪz/
[بریتانیا]/ˈsuːflɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای وزوز؛ در اصطلاحات بالینی، یک وزوز

عبارات و ترکیب‌ها

light souffles

سوفله‌های سبک

chocolate souffles

سوфله‌های شکلاتی

savory souffles

سوфله‌های دلپذیر

cheese souffles

سوфله‌های پنیر

fruit souffles

سوфله‌های میوه

egg souffles

سوфله‌های تخم مرغ

vanilla souffles

سوфله‌های وانیلی

sweet souffles

سوфله‌های شیرین

baked souffles

سوфله‌های پخته شده

fluffy souffles

سوфله‌های پف‌دار

جملات نمونه

she blows out the candles with her souffles.

او شمع‌ها را با سوفله‌هایش می‌دمد.

the souffles were light and airy.

سوفله‌ها سبک و پوسته بودند.

he mastered the art of making souffles.

او هنر درست کردن سوفله را آموخت.

they serve delicious chocolate souffles.

آنها سوفله‌های شکلات خوشمزه سرو می‌کنند.

her souffles always impress the guests.

سوفله‌های او همیشه مهمانان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.

souffles can be tricky to bake.

درست کردن سوفله می‌تواند مشکل باشد.

we enjoyed a savory cheese souffles for dinner.

ما یک سوفله پنیر خوشمزه برای شام داشتیم.

making souffles requires precision and care.

برای درست کردن سوفله به دقت و مراقبت نیاز است.

she added herbs to her souffles for extra flavor.

او برای طعم بیشتر، گیاهان معطر به سوفله‌هایش اضافه کرد.

perfect souffles rise beautifully in the oven.

سوفله‌های عالی به زیبایی در فر پف می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید