eggy

[ایالات متحده]/ˈɛɡi/
[بریتانیا]/ˈɛɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی تخم‌مرغ (زده شده)؛ دارای طعم تخم‌مرغ

عبارات و ترکیب‌ها

eggy bread

نان تخم‌مرغی

eggy custard

کاسترد تخم‌مرغی

eggy soup

سوپ تخم‌مرغی

eggy salad

سالاد تخم‌مرغی

eggy omelette

املت تخم‌مرغی

eggy dip

دپ تخم‌مرغی

eggy pasta

پاستا تخم‌مرغی

eggy flavor

طعم تخم‌مرغی

eggy filling

مواد پرکننده تخم‌مرغی

eggy texture

بافت تخم‌مرغی

جملات نمونه

the cake has an eggy flavor that everyone loves.

کیک طعم تخم‌مرغی دارد که همه آن را دوست دارند.

she made an eggy breakfast with scrambled eggs and toast.

او یک صبحانه تخم‌مرغی با تخم‌مرغ‌های همزده و تست درست کرد.

some people find the smell of eggy dishes unappetizing.

برخی از افراد بوی غذای تخم‌مرغی را ناخوشایند می‌دانند.

the eggy texture of the custard was perfect.

بافت تخم‌مرغی کرامه خوشمزه بود.

her omelet was fluffy and had a delightful eggy taste.

املت او پفکی بود و طعم تخم‌مرغی دلپذیری داشت.

he prefers eggy pasta dishes over meat-based ones.

او ترجیح می‌دهد غذاهای پاستا تخم‌مرغی را نسبت به غذاهای گوشتی.

the eggy aroma filled the kitchen while cooking.

در حین پختن، عطر تخم‌مرغی آشپزخانه را پر کرد.

they served an eggy salad with a creamy dressing.

آنها یک سالاد تخم‌مرغی با سس خامه‌ای سرو کردند.

eggy dishes are often a staple in breakfast menus.

غذاهای تخم‌مرغی اغلب غذای اصلی منوی صبحانه هستند.

she enjoys making eggy soufflés for special occasions.

او از درست کردن سوفله تخم‌مرغی برای مناسبت‌های خاص لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید