soughed

[ایالات متحده]/saʊd/
[بریتانیا]/saʊd/

ترجمه

v. زمان گذشته sough، به معنای ایجاد صدای نرم و خرخر یا وزوز

عبارات و ترکیب‌ها

soughed wind

باد آرام

soughed leaves

برگ‌های آرام

soughed trees

درختان آرام

soughed night

شب آرام

soughed whispers

نجواهای آرام

soughed rain

باران آرام

soughed river

رودخانه آرام

soughed grass

چمن آرام

soughed breeze

نسیم آرام

soughed air

هوای آرام

جملات نمونه

the wind soughed through the trees, creating a soothing sound.

باد از میان درختان عبور می‌کرد و صدایی آرام‌بخش ایجاد می‌نمود.

as the storm approached, the waves soughed ominously against the shore.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، موج‌ها به طرز تهدیدآمیزی در امتداد ساحل به جریان می‌افتادند.

the old house soughed with every gust of wind, making it feel haunted.

خانه قدیمی با هر وزش باد به جریان می‌افتاد و باعث می‌شد احساس شومی کند.

in the quiet night, the leaves soughed gently under the moonlight.

در شب آرام، برگ‌ها به آرامی زیر نور ماه به جریان می‌افتادند.

he loved to listen to the sound of the river soughed over the rocks.

او عاشق گوش دادن به صدای رودخانه‌ای بود که از روی سنگ‌ها به جریان می‌افتاد.

the trees soughed softly, whispering secrets of the forest.

درختان به آرامی به جریان می‌افتادند و رازهای جنگل را زمزمه می‌کردند.

when the night fell, the wind soughed through the open window.

وقتی شب فرا رسید، باد از پنجره باز به جریان می‌افتاد.

the distant mountains soughed as the clouds rolled in.

کوه‌های دوردست با ورود ابرها به جریان می‌افتادند.

she could hear the sea soughed from her room, a calming presence.

او می‌توانست صدای دریا را از اتاق خود بشنود، حضور آرام‌بخش.

as they walked through the forest, they heard the branches soughed above.

همانطور که از میان جنگل عبور می‌کردند، صدای شاخه‌هایی را که بالای سرشان به جریان می‌افتادند شنیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید