soundlessnesses

[ایالات متحده]/'saundləsnəsɪz/
[بریتانیا]/'saundləsnəsɪz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت بی‌صدا بودن

عبارات و ترکیب‌ها

silent soundlessnesses

سکوت‌های خاموش

deep soundlessnesses

سکوت‌های عمیق

total soundlessnesses

سکوت‌های کامل

unending soundlessnesses

سکوت‌های بی‌پایان

profound soundlessnesses

سکوت‌های عمیق و نافذ

eternal soundlessnesses

سکوت‌های جاودانه

pure soundlessnesses

سکوت‌های خالص

heavy soundlessnesses

سکوت‌های سنگین

quiet soundlessnesses

سکوت‌های آرام

natural soundlessnesses

سکوت‌های طبیعی

جملات نمونه

in the midst of soundlessnesses, i found peace.

در ميانه سکوت‌ها، من آرامش را یافتم.

the soundlessnesses of the forest were almost eerie.

سکوت‌های جنگل تقریباً عجیب بودند.

soundlessnesses can often lead to deep reflection.

سکوت‌ها اغلب می‌توانند منجر به تفکر عمیق شوند.

in the soundlessnesses of night, thoughts become clearer.

در سکوت‌های شب، افکار واضح‌تر می‌شوند.

the soundlessnesses between us spoke volumes.

سکوت‌های بین ما حرف‌های زیادی می‌گفتند.

she appreciated the soundlessnesses of meditation.

او سکوت‌های مدیتیشن را ارزیابی کرد.

soundlessnesses can sometimes be more powerful than words.

سکوت‌ها گاهی اوقات می‌توانند قدرتمندتر از کلمات باشند.

he enjoyed the soundlessnesses while reading in the library.

او از سکوت‌ها در حالی که در کتابخانه مطالعه می‌کرد لذت برد.

the artist captured the soundlessnesses of the moment beautifully.

هنرمند به زیبایی سکوت‌های لحظه را به تصویر کشید.

soundlessnesses can create a sense of anticipation.

سکوت‌ها می‌توانند حسی از انتظار ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید