soundwave

[ایالات متحده]/ˈsaʊndweɪv/
[بریتانیا]/ˈsaʊndweɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موج صوتی؛ موج فشار طولی
Word Forms

جملات نمونه

the soundwave pattern appeared on the monitor during the experiment.

الگوی امواج صوتی در حین آزمایش روی صفحه نمایش ظاهر شد.

scientists analyzed the soundwave frequency to identify the species.

دانشمندان فرکانس امواج صوتی را تحلیل کردند تا گونه را شناسایی کنند.

modern soundwave technology allows for precise medical imaging.

فناوری امواج صوتی مدرن امکان ایجاد تصویربرداری پزشکی دقیق را فراهم می‌کند.

the submarine used soundwave communication to send messages underwater.

زیردریایی از ارتباط امواج صوتی برای ارسال پیام‌ها در زیر آب استفاده کرد.

the soundwave display visualized the music in real-time.

نمایش امواج صوتی موسیقی را به صورت زنده نمایش داد.

artists created stunning soundwave art installations at the museum.

هنرمندان نصب‌های هنری زیبای امواج صوتی را در موزه ایجاد کردند.

soundwave therapy helped patients recover from hearing loss.

درمان با امواج صوتی به بیماران کمک کرد تا از از دست دادن شنوایی بهبود یابند.

the soundwave frequency range determined the quality of the audio.

بازه فرکانس امواج صوتی کیفیت صوت را تعیین کرد.

researchers studied soundwave propagation through different materials.

پژوهشگران انتشار امواج صوتی از طریق مواد مختلف را مورد مطالعه قرار دادند.

the device emitted a powerful soundwave signal to locate the wreckage.

دستگاه یک سیگنال قدرتمند امواج صوتی منتشر کرد تا مکان اشیاء غرق شده را پیدا کند.

engineers developed a new soundwave sensor for autonomous vehicles.

مهندسان یک حسگر جدید امواج صوتی برای خودروهای خودکار توسعه دادند.

the concert featured impressive soundwave effects that filled the stadium.

کنسرت اثرات امواج صوتی مذهلی داشت که تمام ورزشگاه را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید