tone

[ایالات متحده]/təʊn/
[بریتانیا]/toʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گام; تن; شیوه صحبت; سایه
vt. با تن خاصی صحبت کردن; افزایش دادن
vi. رنگ‌ها را به طور هماهنگ ترکیب کردن; سایه‌های pleasing را ارائه دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

musical tone

لحن موسیقی

tone of voice

لحن صدا

tone down

کاهش دادن

neutral tone

لحن خنثی

tone deaf

بی‌تفاوت

warm tone

لحن گرم

skin tone

رنگ پوست

set the tone

فضاسازی

tone up

افزایش تن

muscle tone

تناسب عضلانی

color tone

رنگ صدا

tone color

رنگ صدا

ring tone

زنگ تلفن

pure tone

صدای خالص

single tone

حالت یک‌نواختی

low tone

افت تن

affective tone

آهنگ عاطفی

tone quality

کیفیت صدا

falling tone

لحن نزولی

busy tone

صدای شلوغ

tone colour

رنگ ملایم

dial tone

صدای تلفن

rising tone

لحن صعودی

sets the tone

فضاسازی می‌کند

جملات نمونه

the tone of the market

لحن بازار

On the whole, their tone was unequivocal.

به طور کلی، لحن آنها قاطع بود.

a snappish tone of voice

لحنی تند و سریع

a somewhat arch tone of voice.

یک لحن کلام تا حدودی اغراق‌آمیز.

his tone was light.

لحنش سبک بود.

a firm tone of voice .

لحنی محکم

a two-tone pulse signal.

یک سیگنال نبض دو رنگ.

a complaining tone of voice

لحن غر زدن

took an angry tone with the reporters.

با گزارشگران لحنی عصبانی داشت.

There is an acrid tone to your remarks.

اظهارات شما لحنی تند و زننده دارد.

Aclinic tone and assurgent tone take second place.Katabatic tone is always the shortest tone.

لحن غیر بالینی و لحن صعودی در رتبه دوم قرار دارند. لحن کاتاباتیک همیشه کوتاه ترین لحن است.

There was a tone of mockery in his voice.

در صدای او لحنی از مسخره وجود داشت.

tones of beige and green.

نواهای بژ و سبز

his tone was casual and conversational.

لحن او غیررسمی و محاوره‌ای بود.

a tone of etiolated nostalgia.

لحنی از دلتنگی پژمرده.

the high tones of a flute.

آوای دلنشین فلوت

نمونه‌های واقعی

Why am I hearing an accusatory tone?

چرا لحنی متهم کننده می شنوم؟

منبع: Modern Family - Season 03

I do not much like to take the tone of a moralist.

من خیلی دوست ندارم لحن یک اخلاق گرا را به خود بگیرم.

منبع: The Little Prince

Yeah, it's got an almost improvisational tone.

بله، تقریباً لحنی بداهه دارد.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

There's a real disturbing tone underneath it all.

یک لحن آزاردهنده واقعی در همه وجود دارد.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

The tone ranges from cheesy to heartbreaking.

لحن از پنیر مانند تا قلب شکسته متغیر است.

منبع: The Economist (Summary)

It sets the tone for the whole show.

این لحن را برای کل نمایش تنظیم می کند.

منبع: Travel Across America

You should watch your tone, Comrade Legasov.

شما باید به لحن خود توجه کنید، همکار ل گاوسوف.

منبع: CHERNOBYL HBO

It's a family picture. We don't need sepia tone.

این یک عکس خانوادگی است. ما به لحن قهوه ای نیاز نداریم.

منبع: Modern Family Season 6

Maybe I'll raise the tone just slightly.

شاید کمی لحن را بالا ببرم.

منبع: Elliot teaches British English.

But he doesn't take a partisan tone.

اما او لحنی حزبی ندارد.

منبع: NPR News May 2021 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید