sourer

[ایالات متحده]/ˈsaʊə(r)/
[بریتانیا]/ˈsaʊər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای طعم تند مانند لیمو یا سرکه، بدخلق

vi. & vt. اسیدی شدن، خراب شدن، غمگین شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sour taste

طعم ترش

sour candy

آبنبات ترش

sour fruit

میوه ترش

sweet and sour

شیرین و ترش

sour cream

خامه ترش

sour gas

گاز ترش

sour water

آب ترش

sour milk

شیر ترش

sour crude

نفت خام ترش

sour someone on

فریب دادن کسی

sour cherry

گیلاس ترش

sour crude oil

نفت خام ترش

sour grape

انگور ترش

go sour

ترش شدن

sour orange

پرتقال ترش

جملات نمونه

She made a sour face after tasting the lemon.

او بعد از چشیدن لیمو، چهره‌ای ترش نشان داد.

The sour smell of vinegar filled the kitchen.

بوی ترش سرکه آشپزخانه را پر کرد.

He added sugar to balance out the sourness of the dish.

او شکر اضافه کرد تا ترشی غذا را متعادل کند.

The sour grapes left a tangy taste in her mouth.

انگورهای ترش طعم تند و تیز را در دهان او باقی گذاشتند.

The sour relationship between the two countries has lasted for years.

رابطه تیره و تار بین دو کشور سال‌هاست که ادامه دارد.

His sour attitude towards work is affecting the team morale.

حالت روحی ترش او نسبت به کار، روحیه گروه را تحت تاثیر قرار داده است.

The milk has turned sour and is no longer drinkable.

شیر ترش شده و دیگر قابل نوشیدن نیست.

The sour news of the company's bankruptcy spread quickly.

خبر تلخ ورشکستگی شرکت به سرعت پخش شد.

She gave him a sour look when he arrived late.

وقتی دیر رسید، به او نگاهی ترش کرد.

The sour taste of betrayal lingered in his heart.

طعم تلخ خیانت در قلب او ماندگار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید