southerliness

[ایالات متحده]/[ˈsaʊθərnˌlɪsnəs]/
[بریتانیا]/[ˈsaʊθərnˌlɪsnəs]/

ترجمه

n. کیفیت جنوبی بودن؛ ویژگی جنوبی؛ تمایل یا علاقه به چیزهای مرتبط با ایالت‌های جنوبی ایالات متحده.
adv. به شکل جنوبی؛ به سوی جنوب.

عبارات و ترکیب‌ها

exudes southerliness

پر از جنوبی بودن

sense of southerliness

احساس جنوبی بودن

embracing southerliness

پذیرای جنوبی بودن

infused with southerliness

پر از جنوبی بودن

hint of southerliness

نکته ای از جنوبی بودن

captured southerliness

جنوبی بودن به دست آمده

evokes southerliness

جنوبی بودن را به یاد می‌آورد

displaying southerliness

جنوبی بودن را نشان می‌دهد

feeling southerliness

احساس جنوبی بودن

pure southerliness

جنوبی بودن خالص

جملات نمونه

the restaurant's southerliness was evident in its use of fresh seafood and citrus.

جنوبی بودن رستوران در استفاده از ماهی تازه و سیترus آشکار بود.

he embraced the southerliness of the region, learning to play the banjo and cook grits.

او جنوبی بودن منطقه را پذیرفت و یاد گرفت کیتار بانجو را بچرخاند و گریت را پخت.

the novel explored the complexities of southerliness, challenging stereotypes about the south.

این رمان پیچیدگی‌های جنوبی بودن را بررسی کرد و نمونه‌های نادرستی درباره جنوب را چالش می‌پذیرد.

a sense of southerliness permeated the air, from the slow pace of life to the hospitality of the people.

احساسی از جنوبی بودن هوا را فراگرفته بود، از میزان کند بودن زندگی تا لطف مردم.

the artist sought to capture the essence of southerliness in his paintings, focusing on landscapes and portraits.

هنرمند سعی کرد جوهر جنوبی بودن را در نقاشی‌هایش ثبت کند، با تمرکز بر مناظر و پورتره‌ها.

despite living in the north, she retained a strong sense of southerliness and visited her family often.

هر چند در شمال زندگی می‌کرد، او حس قوی جنوبی بودن را حفظ کرد و اغلب خانواده‌اش را می‌بیند.

the music showcased a vibrant southerliness, blending blues, country, and gospel influences.

موسیقی جنبه‌های زنده جنوبی بودن را نشان داد، با ترکیب تأثیرات بلوز، کشوری و گسپل.

the architecture reflected a distinct southerliness, with its wide porches and grand columns.

معماری یک جنوبی بودن متمایز را منعکس می‌کرد، با پرده‌های گسترده و ستون‌های بزرگ.

he romanticized the southerliness of his childhood, remembering lazy afternoons on the porch.

او جنوبی بودن کودکی‌اش را رومانتیک می‌دانست و به یاد می‌آورد که بعدازظهر‌های لایق روی پرده.

the film aimed to portray southerliness authentically, avoiding clichés and stereotypes.

فیلم سعی داشت جنوبی بودن را به صورت واقعی نشان دهد، از نمونه‌های نادرست و نمونه‌های ساخته شده پرهیز کرد.

the southerliness of the cuisine was a major draw for tourists visiting the region.

جنوبی بودن غذا در منطقه جذب اصلی برای گردشگرانی بود که آنجا می‌رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید