sovietized

[ایالات متحده]/ˈsəʊviətaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsoʊviəˌtaɪzd/

ترجمه

vt. به ویژگی یا ایدئولوژی شوروی تبدیل کردن یا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sovietized economy

اقتصاد سوسیتی‌شده

sovietized culture

فرهنگ سوسیتی‌شده

sovietized education

آموزش سوسیتی‌شده

sovietized government

دولت سوسیتی‌شده

sovietized ideology

ایدئولوژی سوسیتی‌شده

sovietized society

جامعه سوسیتی‌شده

sovietized policies

خط‌مشی‌های سوسیتی‌شده

sovietized media

رسانه‌های سوسیتی‌شده

sovietized industry

صنعت سوسیتی‌شده

sovietized art

هنر سوسیتی‌شده

جملات نمونه

the country's economy was sovietized in the 1950s.

اقتصاد کشور در دهه ۱۹۵۰ روسی شد.

many industries were sovietized during the revolution.

بسیاری از صنایع در طول انقلاب روسی شدند.

education systems were sovietized to align with communist ideals.

سیستم‌های آموزشی برای همسو شدن با آرمان‌های کمونیستی روسی شدند.

the cultural landscape was sovietized through propaganda.

مناظر فرهنگی از طریق تبلیغات روسی شدند.

after the war, the region was quickly sovietized.

پس از جنگ، منطقه به سرعت روسی شد.

many traditional practices were sovietized under the new regime.

بسیاری از سنت‌های سنتی تحت رژیم جدید روسی شدند.

the local governance was sovietized to ensure loyalty.

حاکمیت محلی برای اطمینان از وفاداری روسی شد.

art and literature were heavily sovietized during this period.

هنر و ادبیات در این دوره به شدت روسی شدند.

economic policies were sovietized to eliminate capitalism.

سیاست‌های اقتصادی برای از بین بردن سرمایه‌داری روسی شدند.

social structures became more sovietized as time went on.

ساختارهای اجتماعی با گذشت زمان بیشتر روسی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید