liberalized trade
تجارت آزاد شده
liberalized market
بازار آزاد شده
liberalized economy
اقتصاد آزاد شده
liberalized policies
سیاستهای آزاد شده
liberalized regulations
مقررات آزاد شده
liberalized services
خدمات آزاد شده
liberalized access
دسترسی آزاد شده
liberalized investment
سرمایهگذاری آزاد شده
liberalized tariffs
تعریفههای آزاد شده
liberalized trade agreements
توافقات تجارت آزاد شده
the government has liberalized trade policies to boost the economy.
دولت سیاستهای تجاری را برای تقویت اقتصاد، آزاد کرده است.
many countries have liberalized their financial markets in recent years.
در سالهای اخیر بسیاری از کشورها بازارهای مالی خود را آزاد کردهاند.
the education system has been liberalized to encourage critical thinking.
سیستم آموزشی برای تشویق تفکر انتقادی، آزاد شده است.
they liberalized immigration laws to attract skilled workers.
آنها قوانین مهاجرت را برای جذب کارگران ماهر، آزاد کردند.
the telecom industry has been liberalized, allowing for more competition.
صنعت مخابرات آزاد شده است و امکان رقابت بیشتر فراهم شده است.
the government plans to liberalize the energy sector for better efficiency.
دولت قصد دارد بخش انرژی را برای افزایش بهرهوری، آزاد کند.
after the country liberalized its markets, foreign investment surged.
پس از اینکه کشور بازارهای خود را آزاد کرد، سرمایهگذاری خارجی افزایش یافت.
she advocated for liberalized access to healthcare for all citizens.
او از دسترسی آسانتر به مراقبتهای بهداشتی برای همه شهروندان حمایت کرد.
the recent reforms liberalized the internet, allowing greater freedom of expression.
اصلاحات اخیر اینترنت را آزاد کرد و امکان آزادی بیان بیشتر را فراهم کرد.
they hope to see a liberalized environment for startups in the region.
آنها امیدوارند محیطی آزاد برای استارتآپها در منطقه وجود داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید