spaceman

[ایالات متحده]/ˈspeɪsmæn/
[بریتانیا]/ˈspeɪsmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضانورد

جملات نمونه

Our hero, the valiant Spaceman Spiff, is marooned on a strange world ...I'll set my Mertilizer on "deep fat fry." Calvin!You're not paying attention!

قهرمان ما، فضانورد شجاع اسپِیف، در یک دنیای عجیب و غریب سرگردان است... من تنظیمات مرتلیزرم را روی "دنده عمیق سرخ شده" قرار خواهم داد. کالوین!تو توجه نمی‌کنی!

The spaceman floated weightlessly in space.

فضانورد در فضا بی‌وزنی شناور بود.

The spaceman wore a shiny silver suit.

فضانورد لباس نقره‌ای براقی به تن داشت.

The spaceman gazed at the stars through his helmet visor.

فضانورد از طریق پیش‌نمایش کلاه خود به ستاره‌ها خیره شد.

The spaceman conducted experiments on the space station.

فضانورد آزمایش‌هایی را در ایستگاه فضایی انجام داد.

The spaceman communicated with mission control back on Earth.

فضانورد با مرکز فرماندهی در زمین ارتباط برقرار کرد.

The spaceman's spacecraft orbited the planet.

وسایل نقلیه فضایی فضانورد به دور سیاره می‌چرخید.

The spaceman trained extensively before the mission.

فضانورد قبل از ماموریت به طور گسترده آموزش دید.

The spaceman experienced zero gravity during the spacewalk.

فضانورد در طول پیاده‌روی فضایی، بی‌گانگی را تجربه کرد.

The spaceman's helmet protected him from the vacuum of space.

کلاه فضانورد او را از خلاء فضا محافظت می‌کرد.

The spaceman marveled at the beauty of Earth from above.

فضانورد از بالا به زیبایی زمین شگفت زده شد.

نمونه‌های واقعی

Aged just 34, the first spaceman was no more.

در سن تنها 34 سالگی، اولین فضانورد دیگر وجود نداشت.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

But who really was this Soviet spaceman, and how did he come to be sitting in that capsule?

اما این فضانورد شوروی واقعاً چه کسی بود و چگونه توانست در آن کپسول بنشیند؟

منبع: Biography of Famous Historical Figures

And that's when the spacemen's gloves come into play!

و اینجاست که دستکش های فضانوردان وارد عمل می شوند!

منبع: Smart Life Encyclopedia

I'd like to have been one of them. I know I have what it takes to be a spaceman!

من دوست داشتم یکی از آنها بودم. من می دانم که توانایی فضانورد شدن را دارم!

منبع: 6 Minute English

When it was confirmed the spaceman had survived his landing, the world went nuts.

وقتی تایید شد فضانورد از فرود خود جان سالم به در برده، دنیا دیوانه شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

And NASA's yearlong spaceman Scott Kelly took his first spacewalk just hours before setting a new U.S flight record.

و فضانورد سالانه ناسا، اسکات کلی، درست قبل از ثبت یک رکورد پروازی جدید ایالات متحده، اولین پیاده روی فضایی خود را انجام داد.

منبع: AP Listening November 2015 Collection

I've always wanted to put a spaceman into orbit.

من همیشه می خواستم یک فضانورد را به مدار ببرم.

منبع: Toy Story

Nothing that concerns you spacemen, just us toys.

هیچ چیز که به شما فضانوردان مربوط نباشد، فقط ما اسباب بازی ها.

منبع: Toy Story

The spaceman left one spar there as a souvenir then came back home.

فضانورد یک قطعه را به عنوان یادگاری آنجا رها کرد و سپس به خانه بازگشت.

منبع: Pan Pan

And another thing: Stop with this spaceman thing! It's getting on my nerves!

و یک چیز دیگر: با این موضوع فضانوردها کنار بیایید! دارد اعصابم را به هم می ریزد!

منبع: Toy Story

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید