spading

[ایالات متحده]/ˈspeɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspeɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استفاده از بیل
v. شکل حال استمراری بیل

عبارات و ترکیب‌ها

spading soil

خاک‌برداری

spading garden

خاک‌برداری باغ

spading ground

خاک‌برداری زمین

spading tools

ابزارهای خاک‌برداری

spading method

روش خاک‌برداری

spading technique

تکنیک خاک‌برداری

spading process

فرآیند خاک‌برداری

spading practice

تمرین خاک‌برداری

spading activity

فعالیت خاک‌برداری

spading area

منطقه خاک‌برداری

جملات نمونه

spading the garden helps prepare the soil for planting.

کندن باغچه به آماده‌سازی خاک برای کاشت کمک می‌کند.

she enjoys spading the flower beds every spring.

او از کندن باغچه گلها در هر بهار لذت می‌برد.

after spading the earth, we can start planting seeds.

پس از کندن خاک، می‌توانیم شروع به کاشت بذر کنیم.

he spent the afternoon spading the backyard.

او بعد از ظهر را به کندن حیاط پشتی گذراند.

spading is essential for aerating the soil.

کندن برای هوادهی خاک ضروری است.

we need to take turns spading the community garden.

ما باید نوبت نوبت کندن باغچه عمومی را بگیریم.

spading can be hard work, but it's rewarding.

کندن می‌تواند کار سخت باشد، اما پاداش‌بخش است.

she learned spading techniques from her grandmother.

او تکنیک‌های کندن را از مادربزرگش یاد گرفت.

spading the soil improves drainage and root growth.

کندن خاک باعث بهبود زهکشی و رشد ریشه می‌شود.

he uses a spade for spading the vegetable patch.

او از بیل برای کندن سبزیجات استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید