spandrel

[ایالات متحده]/'spændrɪl/
[بریتانیا]/'spændrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضای مثلثی که بین بالای قوس و سقف یا چارچوبی که آن را پشتیبانی می‌کند تشکیل می‌شود
Word Forms
جمعspandrels

جملات نمونه

the arch has hollow spandrels to lighten the load on the foundations.

طاقچه دارای طاقچه‌های توخالی است تا بار روی پیوندها کاهش یابد.

the spandrel between two arches

فضای بین دو طاقچه

the spandrel space was left empty

فضای اسپندرول خالی رها شد

the spandrel wall was painted white

دیوار اسپندرول به رنگ سفید رنگ آمیزی شد

the spandrel area was used for signage

فضای اسپندرول برای نصب تابلوها استفاده شد

the spandrel detail added elegance to the building

جزئیات اسپندرول ظرافت را به ساختمان اضافه کرد

the spandrel beam supported the weight of the structure

بار اسپندرول وزن سازه را تحمل می کرد

a spandrel window let in natural light

یک پنجره اسپندرول نور طبیعی را راه می داد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید