spaniard

[ایالات متحده]/'spænjəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص اسپانیایی
Word Forms
جمعspaniards

جملات نمونه

The Spaniard won the tennis match.

اسپانیایی مسابقه تنیس را برد.

The Spaniard is fluent in Spanish.

او اسپانیایی زبان به طور روان صحبت می‌کند.

She married a Spaniard and moved to Spain.

او با یک اسپانیایی ازدواج کرد و به اسپانیا نقل مکان کرد.

The Spaniard ordered paella for lunch.

اسپانیایی برای ناهار پائلا سفارش داد.

The Spaniard is known for his passion for flamenco.

اسپانیایی به خاطر اشتیاقش به فلامنکو شناخته می‌شود.

The Spaniard enjoys drinking sangria.

اسپانیایی از نوشیدن سانگریا لذت می‌برد.

She met a charming Spaniard while traveling in Barcelona.

او در حین سفر به بارسلونا با یک اسپانیایی جذاب ملاقات کرد.

The Spaniard proudly displayed his collection of Picasso paintings.

اسپانیایی به افتخار خود مجموعه نقاشی‌های پیکاسو را به نمایش گذاشت.

The Spaniard excelled in bullfighting.

اسپانیایی در گاوبازی سرآمد بود.

The Spaniard greeted us with a warm smile.

اسپانیایی با لبخندی گرم به ما خوشامد گفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید