sparging

[ایالات متحده]/'spɑːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/'spɑrdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پاشیدن یا پاشیدن مایعات

عبارات و ترکیب‌ها

sparging process

فرایند اسپارگینگ

sparging method

روش اسپارگینگ

sparging technique

تکنیک اسپارگینگ

sparging system

سیستم اسپارگینگ

sparging gas

گاز اسپارگینگ

sparging air

هوا اسپارگینگ

sparging equipment

تجهیزات اسپارگینگ

sparging tank

تانک اسپارگینگ

sparging solution

راه حل اسپارگینگ

sparging unit

واحد اسپارگینگ

جملات نمونه

sparging can improve the quality of the water.

ورود دادن می‌تواند کیفیت آب را بهبود بخشد.

we used sparging to enhance the extraction process.

ما از ورود دادن برای بهبود فرآیند استخراج استفاده کردیم.

sparging is essential in many fermentation processes.

ورود دادن در بسیاری از فرآیندهای تخمیر ضروری است.

the sparging method helped to remove impurities.

روش ورود دادن به حذف ناخالصی‌ها کمک کرد.

after sparging, the solution was much clearer.

پس از ورود دادن، محلول بسیار شفاف‌تر بود.

we monitored the sparging rate closely during the experiment.

ما به دقت نرخ ورود دادن را در طول آزمایش کنترل کردیم.

sparging can also introduce oxygen into the mixture.

ورود دادن همچنین می‌تواند اکسیژن را به مخلوط اضافه کند.

proper sparging techniques can lead to better yields.

تکنیک‌های مناسب ورود دادن می‌تواند منجر به بهبود بازده شود.

the team discussed the benefits of sparging in detail.

تیم مزایای ورود دادن را به طور مفصل مورد بحث قرار داد.

sparging is often used in brewing to enhance flavor.

ورود دادن اغلب در آبجوسازی برای بهبود طعم استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید