sparkplug

[ایالات متحده]/ˈspɑːkplʌg/
[بریتانیا]/ˈspɑrkplʌg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که مخلوط هوا و سوخت را در یک موتور احتراق داخلی روشن می‌کند.; شخص یا چیزی که قسمت حیاتی یا مرکزی یک گروه یا سازمان است.
vt. حمایت کردن یا تشویق کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

sparkplug change

تعویض شمع

sparkplug gap

فاصله شمع

sparkplug wire

سیم شمع

sparkplug replacement

تعویض شمع

sparkplug tester

تست کننده شمع

sparkplug ignition

احتراق شمع

sparkplug performance

عملکرد شمع

sparkplug issues

مشکلات شمع

sparkplug cleaning

تمیز کردن شمع

sparkplug socket

پیچ شمع

جملات نمونه

the mechanic replaced the faulty sparkplug.

مکانیک شمع معیوب را تعویض کرد.

a worn sparkplug can cause engine misfires.

شمع فرسوده می‌تواند باعث از کار افتادن موتور شود.

make sure to check the sparkplug regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم شمع را بررسی کنید.

the sparkplug ignites the fuel-air mixture.

شمع مخلوط سوخت و هوا را مشتعل می‌کند.

he bought a new sparkplug for his motorcycle.

او یک شمع جدید برای موتورسیکلش خرید.

replacing the sparkplug improved the car's performance.

تعویض شمع باعث بهبود عملکرد خودرو شد.

check the sparkplug gap before installation.

قبل از نصب، فاصله شمع را بررسی کنید.

it's important to use the right sparkplug type.

استفاده از نوع مناسب شمع مهم است.

the sparkplug is essential for combustion engines.

شمع برای موتورهای احتراق ضروری است.

he learned how to change a sparkplug himself.

او یاد گرفت که چگونه خودش شمع را تعویض کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید