sparsenesses

[ایالات متحده]/ˈspɑːsənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈspɑrsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت پراکندگی

عبارات و ترکیب‌ها

extreme sparsenesses

فاقد کمبودهای شدید

notable sparsenesses

فاقد کمبودهای قابل توجه

geographical sparsenesses

فاقد کمبودهای جغرافیایی

observable sparsenesses

فاقد کمبودهای قابل مشاهده

varying sparsenesses

فاقد کمبودهای متغیر

urban sparsenesses

فاقد کمبودهای شهری

natural sparsenesses

فاقد کمبودهای طبیعی

temporal sparsenesses

فاقد کمبودهای زمانی

data sparsenesses

فاقد کمبودهای داده

spatial sparsenesses

فاقد کمبودهای فضایی

جملات نمونه

the sparsenesses of the forest made it easier to spot wildlife.

ناهمواری‌های جنگل باعث می‌شد حیوانات وحشی را راحت‌تر ببینیم.

we noticed the sparsenesses in the data collected from the survey.

ما متوجه کمبودها در داده‌های جمع‌آوری‌شده از نظرسنجی شدیم.

the artist embraced the sparsenesses in her minimalist artwork.

هنرمند از کمبودها در آثار هنری مینیمالیستی خود استقبال کرد.

his speech highlighted the sparsenesses of the information available.

سخنرانی او بر کمبود اطلاعات موجود تاکید کرد.

the sparsenesses in the text suggested a deeper meaning.

کمبودها در متن نشان‌دهنده معنای عمیق‌تری بود.

we should address the sparsenesses in our project plan.

ما باید به کمبودها در طرح پروژه خود رسیدگی کنیم.

the sparsenesses of the population in the area raised concerns.

کمبود جمعیت در آن منطقه نگرانی ایجاد کرد.

understanding the sparsenesses in the market can lead to better strategies.

درک کمبودها در بازار می‌تواند منجر به استراتژی‌های بهتر شود.

the sparsenesses of resources required careful management.

کمبود منابع نیاز به مدیریت دقیق داشت.

her research focused on the sparsenesses of the ecosystem.

تحقیقات او بر کمبودها در اکوسیستم متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید