spasticities

[ایالات متحده]/spæstəˈsɪtiz/
[بریتانیا]/spæstəˈsɪtiz/

ترجمه

n. وضعیت سفتی یا اسپاسم عضلات

عبارات و ترکیب‌ها

reduce spasticities

کاهش اسپاستیسیتی‌ها

manage spasticities

مدیریت اسپاستیسیتی‌ها

evaluate spasticities

ارزیابی اسپاستیسیتی‌ها

treat spasticities

درمان اسپاستیسیتی‌ها

assess spasticities

ارزیابی اسپاستیسیتی‌ها

control spasticities

کنترل اسپاستیسیتی‌ها

monitor spasticities

نظارت بر اسپاستیسیتی‌ها

identify spasticities

تشخیص اسپاستیسیتی‌ها

understand spasticities

درک اسپاستیسیتی‌ها

address spasticities

رسیدگی به اسپاستیسیتی‌ها

جملات نمونه

spasticities can significantly affect a patient's mobility.

اختلالات اسپاستیک می‌توانند به‌طور قابل توجهی بر تحرک بیمار تأثیر بگذارند.

physical therapy is often recommended to manage spasticities.

فیزیوتراپی اغلب برای مدیریت اسپاستیک توصیه می‌شود.

patients with spasticities may experience muscle stiffness.

بیماران مبتلا به اسپاستیک ممکن است سفتی عضلانی را تجربه کنند.

spasticities can lead to discomfort and pain.

اسپاستیک می‌تواند منجر به ناراحتی و درد شود.

medications can help reduce the severity of spasticities.

داروها می‌توانند به کاهش شدت اسپاستیک کمک کنند.

understanding spasticities is important for effective treatment.

درک اسپاستیک برای درمان مؤثر مهم است.

spasticities may vary in intensity from person to person.

اسپاستیک ممکن است از نظر شدت از یک فرد به فرد دیگر متفاوت باشد.

regular exercise can help alleviate symptoms of spasticities.

ورزش منظم می‌تواند به تسکین علائم اسپاستیک کمک کند.

spasticities can be a symptom of neurological disorders.

اسپاستیک می‌تواند علامتی از اختلالات عصبی باشد.

therapists often use specific techniques to address spasticities.

درمانگران اغلب از تکنیک‌های خاص برای رفع اسپاستیک استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید