spatchcocked chicken
مرغ اسپچکاکد
spatchcocked turkey
گوشت غاز اسپچکاکد
spatchcocked recipe
دستورالعمل اسپچکاکد
spatchcocked grill
باربکیو اسپچکاکد
spatchcocked style
سبک اسپچکاکد
spatchcocked method
روش اسپچکاکد
spatchcocked dish
غذا اسپچکاکد
spatchcocked preparation
آماده سازی اسپچکاکد
spatchcocked flavor
طعم اسپچکاکد
spatchcocked serving
سرو اسپچکاکد
we decided to spatchcock the chicken for a faster cooking time.
ما تصمیم گرفتیم برای صرفهجویی در زمان پخت، مرغ را به روش اسپچکاک کنیم.
spatchcocked turkey is perfect for thanksgiving dinner.
مرغ اسپچکاک شده برای شام قدردانی بسیار مناسب است.
she learned how to spatchcock a duck from a cooking class.
او از یک کلاس آشپزی یاد گرفت که چگونه اردک را به روش اسپچکاک کند.
the chef recommended spatchcocking the lamb for even cooking.
سرآشپز توصیه کرد که برای پخت یکنواخت، بره را به روش اسپچکاک کنند.
after spatchcocking, the meat absorbs marinades better.
پس از اسپچکاک کردن، گوشت بهتر طعمدهنده را جذب میکند.
we enjoyed a spatchcocked chicken with herbs and spices.
ما از یک مرغ اسپچکاک شده با گیاهان و ادویهجات لذت بردیم.
spatchcocking allows for crispy skin and juicy meat.
اسپچکاک کردن باعث ایجاد پوست ترد و گوشت آبدار میشود.
he prefers spatchcocked game hens for their tenderness.
او ترجیح میدهد از مرغهای بازی اسپچکاک شده به دلیل لطافتشان استفاده کند.
spatchcocking is a technique that saves time in the kitchen.
اسپچکاک کردن یک تکنیک است که در آشپزخانه باعث صرفهجویی در زمان میشود.
for the barbecue, we spatchcocked the quail for quicker grilling.
برای باربکیو، ما کبابی را به روش اسپچکاک کردیم تا سریعتر گریل شود.
spatchcocked chicken
مرغ اسپچکاکد
spatchcocked turkey
گوشت غاز اسپچکاکد
spatchcocked recipe
دستورالعمل اسپچکاکد
spatchcocked grill
باربکیو اسپچکاکد
spatchcocked style
سبک اسپچکاکد
spatchcocked method
روش اسپچکاکد
spatchcocked dish
غذا اسپچکاکد
spatchcocked preparation
آماده سازی اسپچکاکد
spatchcocked flavor
طعم اسپچکاکد
spatchcocked serving
سرو اسپچکاکد
we decided to spatchcock the chicken for a faster cooking time.
ما تصمیم گرفتیم برای صرفهجویی در زمان پخت، مرغ را به روش اسپچکاک کنیم.
spatchcocked turkey is perfect for thanksgiving dinner.
مرغ اسپچکاک شده برای شام قدردانی بسیار مناسب است.
she learned how to spatchcock a duck from a cooking class.
او از یک کلاس آشپزی یاد گرفت که چگونه اردک را به روش اسپچکاک کند.
the chef recommended spatchcocking the lamb for even cooking.
سرآشپز توصیه کرد که برای پخت یکنواخت، بره را به روش اسپچکاک کنند.
after spatchcocking, the meat absorbs marinades better.
پس از اسپچکاک کردن، گوشت بهتر طعمدهنده را جذب میکند.
we enjoyed a spatchcocked chicken with herbs and spices.
ما از یک مرغ اسپچکاک شده با گیاهان و ادویهجات لذت بردیم.
spatchcocking allows for crispy skin and juicy meat.
اسپچکاک کردن باعث ایجاد پوست ترد و گوشت آبدار میشود.
he prefers spatchcocked game hens for their tenderness.
او ترجیح میدهد از مرغهای بازی اسپچکاک شده به دلیل لطافتشان استفاده کند.
spatchcocking is a technique that saves time in the kitchen.
اسپچکاک کردن یک تکنیک است که در آشپزخانه باعث صرفهجویی در زمان میشود.
for the barbecue, we spatchcocked the quail for quicker grilling.
برای باربکیو، ما کبابی را به روش اسپچکاک کردیم تا سریعتر گریل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید