spavins

[ایالات متحده]/ˈspævɪn/
[بریتانیا]/ˈspævɪn/

ترجمه

n. ورم در قوزک یک اسب؛ ورم در مفصل پای یک اسب

عبارات و ترکیب‌ها

spavin pain

درد اسپلین

spavin treatment

درمان اسپلین

spavin horse

اسپلین در اسب

spavin diagnosis

تشخیص اسپلین

spavin symptoms

علائم اسپلین

spavin condition

وضعیت اسپلین

spavin examination

معاینه اسپلین

spavin management

مدیریت اسپلین

spavin relief

تسکین اسپلین

spavin care

مراقبت از اسپلین

جملات نمونه

he noticed a spavin on his horse's leg.

او متوجه یک اسپاوین روی پای اسب خود شد.

spavin can be a serious condition for horses.

اسپاوین می تواند یک وضعیت جدی برای اسب ها باشد.

the veterinarian diagnosed the spavin quickly.

پزشک دامپزشکی به سرعت اسپاوین را تشخیص داد.

regular exercise can help prevent spavin in horses.

ورزش منظم می تواند به جلوگیری از اسپاوین در اسب ها کمک کند.

he treated the spavin with medication and rest.

او اسپاوین را با دارو و استراحت درمان کرد.

understanding spavin is important for horse owners.

درک اسپاوین برای صاحبان اسب مهم است.

she learned about spavin during her veterinary training.

او در طول آموزش دامپزشکی خود در مورد اسپاوین یاد گرفت.

a spavin can cause lameness in horses.

اسپاوین می تواند باعث لنگش در اسب ها شود.

he kept a close watch for signs of spavin.

او به دقت مراقب علائم اسپاوین بود.

spavin is often treated with joint injections.

اسپاوین اغلب با تزریق مفصلی درمان می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید