castrated male
نر ختنهشده
castrated animal
حیوان ختنه شده
castrated dog
سگ ختنه شده
castrated cat
گربه ختنه شده
castrated bull
گاو نر ختنه شده
castrated sheep
گوسفند ختنه شده
castrated horse
اسب ختنه شده
castrated rabbit
خرگوش ختنه شده
castrated pig
خوک ختنه شده
castrated livestock
دام ختنه شده
he had his dog castrated to prevent aggressive behavior.
او سگ خود را عقیم کرد تا از بروز رفتار تهاجمی جلوگیری کند.
castrated animals often exhibit calmer behavior.
حیوانات عقیم شده اغلب رفتاری آرام تر نشان می دهند.
many farmers choose to have their livestock castrated.
بسیاری از کشاورزان انتخاب می کنند که دام های خود را عقیم کنند.
castrated males are less likely to roam far from home.
نرینگان عقیم کمتر احتمال دارد که دور از خانه سرگردان شوند.
castrated pets can lead to fewer behavioral issues.
حیوانات خانگی عقیم شده می توانند منجر به کاهش مشکلات رفتاری شوند.
he was surprised to learn that his horse had been castrated.
او از اینکه فهمید اسبش عقیم شده، متعجب شد.
there are many myths surrounding castrated animals.
در مورد حیوانات عقیم شده افسانه های زیادی وجود دارد.
castrated animals can still lead happy lives.
حیوانات عقیم شده هنوز هم می توانند زندگی شاد داشته باشند.
he decided to have his rabbit castrated to avoid unwanted litters.
او تصمیم گرفت خرگوش خود را عقیم کند تا از تولید مثل ناخواسته جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید