speechmakings

[ایالات متحده]/['spi:tʃ,meɪkɪŋz]/
[بریتانیا]/['spi:tʃ,meɪkɪŋz]/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند سخنرانی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

effective speechmakings

گفتمان‌سازی‌های مؤثر

public speechmakings

گفتمان‌سازی‌های عمومی

inspiring speechmakings

گفتمان‌سازی‌های الهام‌بخش

persuasive speechmakings

گفتمان‌سازی‌های متقاعدکننده

formal speechmakings

گفتمان‌سازی‌های رسمی

impromptu speechmakings

گفتمان‌سازی‌های بداهه

great speechmakings

گفتمان‌سازی‌های عالی

notable speechmakings

گفتمان‌سازی‌های قابل توجه

memorable speechmakings

گفتمان‌سازی‌های به‌یادماندنی

short speechmakings

گفتمان‌سازی‌های کوتاه

جملات نمونه

his speechmakings often inspire the audience.

سخنرانی‌های او اغلب الهام‌بخش مخاطبان هستند.

she is known for her powerful speechmakings.

او به خاطر سخنرانی‌های قدرتمندش شناخته می‌شود.

effective speechmakings can change public opinion.

سخنرانی‌های مؤثر می‌توانند نظر عمومی را تغییر دهند.

they practiced their speechmakings for the big event.

آنها برای رویداد بزرگ، سخنرانی‌های خود را تمرین کردند.

his speechmakings often include personal anecdotes.

سخنرانی‌های او اغلب شامل داستان‌های شخصی هستند.

she delivered her speechmakings with confidence.

او سخنرانی‌های خود را با اعتماد به نفس ارائه کرد.

great speechmakings can leave a lasting impact.

سخنرانی‌های عالی می‌توانند تأثیر ماندگاری بگذارند.

they recorded their speechmakings for future reference.

آنها سخنرانی‌های خود را برای مرجع آینده ضبط کردند.

his speechmakings are always well-researched.

سخنرانی‌های او همیشه به خوبی تحقیق شده‌اند.

she enjoys listening to famous speechmakings.

او از گوش دادن به سخنرانی‌های معروف لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید