speller

[ایالات متحده]/'spelə/
[بریتانیا]/'spɛlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که کلمات را هجی می‌کند؛ کتابی برای یادگیری نحوه هجی کردن کلمات.
Word Forms
جمعspellers

عبارات و ترکیب‌ها

good speller

کسی که خوب غلط‌نویسی نمی‌کند

جملات نمونه

She is a skilled speller.

او یک ویراستار ماهر است.

The speller carefully checked each word for accuracy.

ویراستار به دقت هر کلمه را برای اطمینان بررسی کرد.

He won the spelling bee competition as the best speller.

او به عنوان بهترین ویراستار، مسابقه املایی را برد.

The young speller is competing in the regional spelling competition.

ویراستار جوان در مسابقه املایی منطقه ای شرکت می کند.

The speller used mnemonic techniques to remember difficult words.

ویراستار از تکنیک های حافظه برای به خاطر سپردن کلمات دشوار استفاده کرد.

Being a good speller requires practice and attention to detail.

ویراستار خوب بودن نیاز به تمرین و توجه به جزئیات دارد.

The speller asked for the word to be repeated before spelling it.

ویراستار قبل از املایی، خواستار تکرار کلمه شد.

She is known for being a fast and accurate speller.

او به خاطر سرعت و دقت در املایی شناخته شده است.

The speller was nervous but managed to spell the word correctly.

ویراستار عصبی بود اما موفق شد کلمه را به درستی املا کند.

The speller's handwriting is neat and easy to read.

خط دست ویراستار مرتب و خوانا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید