corrector

[ایالات متحده]/kəˈrɛktə/
[بریتانیا]/kəˈrɛktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که اصلاحات انجام می‌دهد؛ دستگاهی برای انجام اصلاحات

عبارات و ترکیب‌ها

grammar corrector

تصحیح‌گر گرامر

text corrector

تصحیح‌گر متن

spell corrector

تصحیح‌گر املایی

style corrector

تصحیح‌گر سبک

proofreading corrector

تصحیح‌گر ویراستاری

editorial corrector

تصحیح‌گر تحریری

punctuation corrector

تصحیح‌گر نشانه‌گذاری

content corrector

تصحیح‌گر محتوا

language corrector

تصحیح‌گر زبان

sentence corrector

تصحیح‌گر جمله

جملات نمونه

the editor acted as a corrector for the manuscript.

ویراستار به عنوان یک تصحیح‌کننده برای دست‌نویس عمل کرد.

i need a grammar corrector for my essay.

من به یک تصحیح‌کننده گرامری برای مقاله خود نیاز دارم.

the software includes a spell corrector feature.

نرم‌افزار شامل یک ویژگی تصحیح‌کننده املایی است.

she used a corrector to fix her mistakes.

او از یک تصحیح‌کننده برای رفع اشتباهاتش استفاده کرد.

a good corrector can improve your writing.

یک تصحیح‌کننده خوب می‌تواند کیفیت نوشتار شما را بهبود بخشد.

the teacher acted as a corrector during the exam.

معلم در طول امتحان به عنوان یک تصحیح‌کننده عمل کرد.

he relies on a digital corrector for his reports.

او برای گزارش‌های خود به یک تصحیح‌کننده دیجیتال اعتماد دارد.

the corrector highlighted all the errors in the text.

تصحیح‌کننده تمام خطاها را در متن برجسته کرد.

using a corrector can save you a lot of time.

استفاده از یک تصحیح‌کننده می‌تواند در زمان شما صرفه‌جویی کند.

the corrector suggested better word choices.

تصحیح‌کننده انتخاب‌های بهتری برای کلمات پیشنهاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید