spelt

[ایالات متحده]/spɛlt/
[بریتانیا]/spɛlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته نقلی spell
n. نوعی گندم (گندم آلمانی); گندم اسپلت

عبارات و ترکیب‌ها

spelt flour

آرد جو

spelt bread

نان جو

spelt grain

دانه جو

spelt pasta

پاستای جو

spelt salad

سالاد جو

spelt porridge

فرنی جو

spelt cookies

کیک‌های جو

spelt soup

سوپ جو

spelt pizza

پیتزای جو

spelt cereal

غلات جو

جملات نمونه

he spelt his name for clarity.

او نام خود را برای روشن شدن املا کرد.

she spelt out the instructions carefully.

او دستورالعمل ها را با دقت املا کرد.

the teacher spelt the word on the board.

معلم کلمه را روی تخته املا کرد.

can you spelt that for me again?

می‌توانی دوباره آن را برایم املا کنی؟

he spelt the word incorrectly.

او کلمه را به درستی املا نکرد.

she spelt out the details of the project.

او جزئیات پروژه را املا کرد.

they spelt the rules before the game.

آنها قوانین را قبل از بازی املا کردند.

he spelt his favorite dish to the chef.

او غذای مورد علاقه خود را برای آشپز املا کرد.

she spelt the address for the delivery.

او آدرس را برای تحویل املا کرد.

during the test, he spelt every word carefully.

در طول امتحان، او هر کلمه را با دقت املا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید