lettered

[ایالات متحده]/'letəd/
[بریتانیا]/'lɛtɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. علمی؛ فرهنگی
v. با حروف چاپی نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

well-lettered

خوب نوشته شده

heavily lettered

به شدت نوشته شده

poorly lettered

بد نوشته شده

finely lettered

به زیبایی نوشته شده

جملات نمونه

her name was lettered in gold.

اسم او با حروف طلایی نوشته شده بود.

he numbered and lettered the paragraphs.

او پاراگراف‌ها را شماره‌گذاری و با حروف نشانه‌گذاری کرد.

though not lettered, he read widely.

اگرچه با حروف نوشته نشده بود، او به طور گسترده مطالعه کرد.

papers lettered in scarlet and black.

مقالات با حروف قرمز و سیاه نوشته شده بودند.

She lettered in three collegiate sports.

او در سه رشته ورزشی دانشگاهی افتخار کسب کرد.

a finely lettered manuscript

یک دست‌نویس با حروف زیبا

he is a lettered man

او یک مرد دانشمند است.

deeply lettered in philosophy

به طور عمیقی در فلسفه با سواد است.

lettered in multiple languages

به چندین زبان با سواد است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید