well-lettered
خوب نوشته شده
heavily lettered
به شدت نوشته شده
poorly lettered
بد نوشته شده
finely lettered
به زیبایی نوشته شده
her name was lettered in gold.
اسم او با حروف طلایی نوشته شده بود.
he numbered and lettered the paragraphs.
او پاراگرافها را شمارهگذاری و با حروف نشانهگذاری کرد.
though not lettered, he read widely.
اگرچه با حروف نوشته نشده بود، او به طور گسترده مطالعه کرد.
papers lettered in scarlet and black.
مقالات با حروف قرمز و سیاه نوشته شده بودند.
She lettered in three collegiate sports.
او در سه رشته ورزشی دانشگاهی افتخار کسب کرد.
a finely lettered manuscript
یک دستنویس با حروف زیبا
he is a lettered man
او یک مرد دانشمند است.
deeply lettered in philosophy
به طور عمیقی در فلسفه با سواد است.
lettered in multiple languages
به چندین زبان با سواد است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید