spiccatoes

[ایالات متحده]/ˌspɪkəˈtəʊz/
[بریتانیا]/ˌspɪkəˈtoʊz/

ترجمه

adj. جدا شده; به شیوه‌ای جداگانه نواخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

spiccatoes sound

صدای اسپیکاتو

spiccatoes style

سبک اسپیکاتو

spiccatoes technique

تکنیک اسپیکاتو

spiccatoes practice

تمرین اسپیکاتو

spiccatoes performance

اجرای اسپیکاتو

spiccatoes effect

اثر اسپیکاتو

spiccatoes notes

نت‌های اسپیکاتو

spiccatoes rhythm

ریتم اسپیکاتو

spiccatoes bowing

آرک‌زنی اسپیکاتو

spiccatoes dynamics

پویایی اسپیکاتو

جملات نمونه

she played the spiccato notes beautifully.

او نت‌های اسپیکاتو را به زیبایی اجرا کرد.

the violinist mastered the spiccato technique.

ویولن زن تکنیک اسپیکاتو را به خوبی فراگرفت.

in the performance, the spiccato passages were impressive.

در اجرا، قطعات اسپیکاتو بسیار چشمگیر بودند.

he practiced spiccato for hours every day.

او هر روز ساعت‌ها اسپیکاتو تمرین می‌کرد.

learning spiccato can enhance your playing style.

یادگیری اسپیکاتو می‌تواند سبک نوازندگی شما را ارتقا دهد.

she used spiccato to add texture to her music.

او از اسپیکاتو برای افزودن بافت به موسیقی خود استفاده کرد.

spiccato is essential for playing fast passages.

اسپیکاتو برای نواختن قطعات سریع ضروری است.

he demonstrated spiccato in his latest piece.

او اسپیکاتو را در جدیدترین قطعه خود به نمایش گذاشت.

the spiccato technique requires precise bow control.

تکنیک اسپیکاتو نیاز به کنترل دقیق آرشه دارد.

she enjoys experimenting with spiccato in her compositions.

او از آزمایش با اسپیکاتو در آهنگسازی‌های خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید